نفس شريفش در حقّ مفسدان خاصيت زمرّد و افعى است و مفسدانى كه ماندهاند آنهااند كه ايشانرا نديده و نشناخته و الا نفس شريفش همچون جوهرى كه آبگينه را از يواقيت بشناسد آن كسانرا فى الحال بداند و مع هذا در هيچ كارى تعجيل نفرمايد الا در كار خير و هرآنچه درصدد فوات باشد و بكرّات و مرات امرا و يارغوچيان و وزرا را « 1 » نصيحت فرمود كه هر وقت كه طائفهء بشكايت حاكمى و متصرّفى آيند سخن ايشان را بر « 2 » فور قبول مكنيد چه يمكن كه « 3 » آن طائفه « 4 » پيش از آن قلان نداده باشد « 5 » و بار خود بر ديگران نهاده و آن حاكم ايشانرا « 6 » در قلان آورده باشد و چنين مردم البتّه متشكّى باشند و اگر نيز تصديق قول ايشانرا « 7 » جوقى ديگر بيايند به همان سخن چه يمكن كه آن جوق پيش ازين صاحب عمل بوده باشند « 8 » و خواهند كه عمل ازو بازگيرند و بايشان دهند و يمكن كه جوقى بيايند كسانى كه از قديم باز دشمن او باشند و يا بدوستى بيكى تقرّب نموده از حاكم تشنيع زنند اين معانى را جمله احتياط كنيد « 9 » و از عموم رعاياء قلانكش تفحص نماييد « 10 » تا او ظالم است يا نه و او را ميخواهند يا نه تا صورت حال او محقق گردد چه اعتبار سخن مردم بسيار دارد كه بىغرض باشند و سخن اصحاب الغرض و معدودى چند چندان معتبر نبود و كسانى كه رعايا ازيشان راضى باشند و طبيعت ايشان بعدل مائل كمتر يافت شود « 11 » و بواسطهء آنكه حاكمى را يك دو عيب باشد و هنرهاى بسيار دارد خاصّة كمطمعى و سياست و راستى او را از كار باز نتوان كرد بدين موجب كه در خاطر مبارك دارد همواره احتياط ميفرمايد و امرا و وزرا را نيز ارشاد مىكند و در هيچ قضيه از كياست و دوربينى سر مويى از وقوف نمىشود ايزد تعالى « 12 » اين پادشاه اسلام را سالهاى بسيار از عمر و سلطنت برخوردار كناد بالنبى و آله « 13 »
هامش
( 1 ) - وزرا :W .( 2 ) - ايشان :S .( 3 ) -P . , W . om .( 4 ) - طائفه را :L .( 5 ) - باشند :P .( 6 ) - 6 - 4 :L . lac .( 7 ) - . . . بر تصديق ( بتصديق :( L .ايشان :L . , P .( 8 ) - باشد :W .( 9 ) - كنند :W .( 10 ) - نمايند :W .( 11 ) - شود :S . , L .( 12 ) - و تقدس :W . add .( 13 ) - . . . به حق النبى المختار ( محمد :( L .و آله الخيار :P . , L . p . h . v . e .