تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
از بامداد تا شبانگاه مىنشست و آنچه نوشتنى بود بقلم مبارك خود اصلاح مسوّدات ميفرمود و اور ممالك را نسق پيدا گردانيد و قانون نهاد و فرمود كه هركارى را بر چه وجه نسق نهند و ولايات كه بمقاطعه دهند بمردم مستظهر دهند و سه سال ازيشان بازنگيرند و باتفاقى هر گدايى و بى سروپايى « 1 » التفات ننمايند و اموال بچه طريق و چگونه حاصل كنند و مال تمامت ممالك را معيّن گردانيد و اخراجات مقررى را كه « 2 » در اكثر مواضع فرو آرند و ترتيب آن بر وجهى كه در فصول ديگر بيايد معيّن فرمود بدان واسطه امور ولايات « 3 » مرتّب گشت و روزبروز مال خزانه از جوانب مىرسيد و سال‌بسال اموال زيادت مىگشت « 4 » و جامهاى كارخانهء كه پيش ازين چون وجوه آن نمىرسيد از مقدار مقرّر دو دانك حاصل نمىشد درين وقت جمله به تمام و اصل « 5 » مىگردد و چون مال حاصل گشت ببخشش مشغول شد و با امرا و اركان دولت گفت كه در جهان از مال بخشيدن دشوارتر كارى نيست و فرمود كه « 6 » چنگيز خان فرموده است « 7 » كه از مال دادن و از « 8 » نادادن نيز بتّر كارى نيست آنچه ندهند خود معيّن است كه بخيل باشد و از بخل بتّر چه چيز « 9 » خواهد بود اما دادن به جهت آنكه اگر چيزى اندك به كسى دهند و ديگرى را زيادت دهند يا بيكى دهند و به ديگرى ندهند يا آنكس را كه پيشتر مىبايد داد پس‌تر دهند مردم را از مرگ سخت‌تر آيد و دشمن شود و كسى كه اين دقائق نگاه تواند داشت و اين فكر او را دست دهد كم افتد و هركس را اين معنى ميسّر نشود « 10 » و اكنون تا جهد باشد ما اين ضابطه « 11 » نگاه داريم و چند خزانه كه در اوائل برسيد و هريك دويست سيصد تومان بود بامرا و نواب حوالت فرمود و فرمود كه من بدانچه آورده اند تعلّقى « 12 » نمىسازم و در خزانه نمىآورم و همچنان‌كه از ولايات آوردند جداگانه بنهند تا امرا آن را بخش كنند بعد از آن فرمود كه بكدام قوم
هامش
( 1 ) - و سروپايى :L . , P .( 2 ) -L . om .( 3 ) - ولايت :P .( 4 ) -W . om .، مىشد :P .( 5 ) - حاصل :L . , P .( 6 ) - كه :W . om .، فرمود كه :L . , P . om .( 7 ) - گفته است :L .( 8 ) -W . om .( 9 ) -L . , P . om .( 10 ) - دست ندهد :P .( 11 ) - ما اين ضابطه :S . , W . om .( 12 ) - تعلّق :W .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 184 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان