تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
ثناء او مشغول گشته حقّ تعالى اين پادشاه اسلام برگزيدهء « 1 » يزدان كه اعقل و اكمل ابناء « 2 » زمانست تا ابد « 3 » بر سر عالميان پاينده داراد « 4 » بحقّ حقّه و السلام « 5 »

حكايت چهارم در صبر و ثبات و درستى عهد و ميثاق پادشاه اسلام « 6 »

از صبر و تحمّل و ثبات و درستى قول و ميثاق كه در ذات مباركش مركوزست چند نمودار تقرير كنم چه شرح تمامى آن باطناب انجامد در خراسان نوروز « 7 » با او غدر كرد و باوجود آنكه بندهء از بندگان حضرت بود قاصد اوردوها شد
S . fol . 297 v .
و ناگاه در حلقه آورد چنان كه در تاريخ مذكورست و چند نوبت ديگر قصد كرد و خرابى خراسان و پريشانى اوردوها ازو نود « 8 » و هرگز از هيچ آفريده آنكه ازو صادر شد نشده باشد « 9 » و بعد از آن اضافت لشگر قايدو « 10 » شد و مدّتى مديد به خرابى ملك مشغول بود و چون از سر عجز ببندگى فرستاد و امان و ميثاق « 11 » خواست و بيامد باوجود آن همه بديها كه كس « 12 » تحمّل آن نتواند « 13 » عفو و اغماض فرمود و حكم تمامت ممالك بوى ارزانى داشت و چون نوروز « 14 » نفسى عجب داشت و از ناصيهء او علامات غدر « 15 » لايح بود « 16 » و سخنان ناهموار نيز « 17 » گفتى امرا بكرات عرضه داشتند كه او چندين حركات ناپسنديده كرد و انواع جرائم ازو در وجود آمده « 18 » او را از ميان برمىبايد گرفت پادشاه اسلام « 19 » خلّد ملكه رضا نداد
هامش
( 1 ) - . . . كه برگزيدهء حضرت :P .( 2 ) - بناى :L .( 3 ) - تا ابد :L . om .( 4 و 5 ) - :W . om .( 6 ) - خلّد الله سلطانه :P . , L . , W . add .( 7 ) - امير نوروز :W .( 8 ) - لازم مىآمد :W .( 9 ) - . . . آفريده آن فتنه ( و فساد :( L .كه او كرد و انگيخت صادر :P . , L . p . h . v . e .- 9 - 8 :W . om .، نشده بود ( باشد :( L .( 10 ) - و ياغيان :P . , L . add .( 11 ) - و ميثاق :W . om .( 12 ) - هيچ‌كس :P .( 13 ) - نيارد ؟ ؟ ؟ :P .( 14 ) - 16v .( 15 ) - و خذلان :W . add .( 16 ) - . . . نفسى بغايت بد و خبيث داشت و از بىثباتى هيچ :exhibent16 - 14P . , L . pro- اعتماد بر قول و فعل او نه همواره از ناصيهء او و فعل و حركاتش علامات غدر و مكر لائح بود ( 17 ) - گاهى :W . inserit( 18 ) - . . . و آثار فتنه و فساد بر جبين او مبين :P . , L . add .( 19 ) - غازان :W . add .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 177 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان