اعتبار دور آفتاب گنبدى هم از طبع خويش بنا فرمود « 1 » و با منجّمان تقرير كرد و تمامت گفتند كه هرچند چنين آلتى هرگز نديدهايم ليكن معقول است و در رصد كه در جنب ابواب البر تبريزست شكل گنبدى ساختهاند كه آن معانى در آن درج است چنان كه « 2 » مشاهده ميكنند و از هر علمى كه تصوّر كنند بىبهره نيست و حقتعالى هيچ كماليتى ازو دريغ نداشته و او را باخلاق پسنديده آراسته چنان كه در ديگر فصول بيايد و هرگز بدين « 3 » سبب عجبى به خود راه ندهد و گويد خلاصهء علوم الهيات است و ديگر علوم و صناعات دانستن جهت آنكه « 4 » تا اسم كماليت بر آن اطلاق توان كرد چه آنچه ندانند نقصان باشد و برين تقدير از هرچيز چيزى ببايد دانست تا ناقص نباشد و الا چرا اين زحمات كشيدى و اكنون نيز همواره بتعليم و تعلّم مشغول مىباشد از باب علوم و آداب پادشاه اسلام غازان خان « 5 » خلّد ملكه « 6 » شطرى ياد كرده شد و اهل اين عهد بر آن واقفاند و مشاهده كه حال برين منوالست تا خوانندگان فى ما بعد طعن نكنند كه مبالغتى رفته است حقتعالى او را هرروز از نو فضيلتى كرامت كناد « 7 »
حكايت دوم در عفّت و عصمت پادشاه اسلام « 8 »
جماعتى كه پيش ازين مقرّب بندگى حضرت بودهاند تقرير ميكنند كه پادشاه اسلام خلّد ملكه هرگز به هيچ حرام نرسيد و اگر اتفاقى « 9 » نظرى با كسى داشته باشد بيرون از نظر روا نداشته باشد كه خيانتى ورزد و بوقتى كه مدتها از خانه بيرون « 10 » بوده و بلشگر برنشسته و فتحها دست داده از دختران ماهروى كه بتاراج آورده باشند « 11 » امرا آنچه « 12 » لائق دانسته باشند برگزيده ببندگى آورده و « 13 » باوجود آنكه عادات مغولست كه جهت آنكه تا راه ايشان در جنگ و فتح نيكو باشد چنين كنيزكان را به جهت « 14 » سريّتى نگاه مىداشته پادشاه اسلام هرگز ميل
هامش
( 1 ) - . . . گنبدى اختراع فرمود :P . , L . , W .( 2 ) - چنانچه :W .( 3 ) - ازين :W .( 4 ) - چنان كه :P .( 5 ) - پادشاه اسلام غازان خان :P . om .( 6 ) - سطرى :P .( 7 ) - و السلام :et add .كرده :W .( 8 ) - غازان خان :W . add .( 9 ) - اتفاق :P .( 10 ) - جدا :P . , L . , W .( 11 ) -W . om .( 12 ) - آنچه را :W .( 13 ) -P . om .( 14 ) - به راه :P . , L . , W .