نكرده و گفته كه تن خود را بايشان چگونه آلوده كنم و ناگاه با ايشان چگونه آشنا شوم و التفات ننموده و قبول نكرده و بعد از آن درين مدتها برقرار چون مشاهده رفت هرگز حركتى كه در شرع طريق زنا و لواطه و فسق داشته باشد از حضرتش « 1 » صادر نگشت و بزنان « 2 » مردم بخيانت نگاه نكرد و هر نوبت فتح شام در دمشق از دختران مغول و غيرهم كه آنجا بودند چندانكه عرضه كرده بودند « 3 » باوجود « 4 » بعد مدّت مفارقت از خانه التفات نكرد و خود را توانست نگاه داشتن و مصابرت نمود و نفس شريفش هرگز جائزدار نبوده كه ديگرى نيز « 5 » مجال لواط و فسق و فجور يابد و همواره بمنع اين معانى « 6 » احكام يرليغ بمبالغت ميفرمايد و چند كس معيّن را بدان گناه بموجب شرع و ياساق سياست فرمود و طهارت نفس شريف او مانند زر طلا بىغش است حقتعالى
S . fol . 297 r .
آن ذات بىهمال را از نكبات زمانه مصون و محروس داراد و عين الكمال را از ساحت مباركش مصروف بالنبى و آله « 7 »
حكايت سوم در فصاحت و بلاغت و حسن سوال و جواب پادشاه اسلام « 8 » با دور و نزديك و ترك و تازيك
پيش ازين اكثر مهمّات و مصالح پادشاهى « 9 » كه بودند امرا و وزرا مىساختند و بتدبير « 10 » و ترتيب امور « 11 » ملكى ايشان كردندى و پادشاه از آن فارغ و اكثر اوقات به شكار و عشرت مشغول بود « 12 » و « 13 » توان دانست كه تدبير « 14 » امرا و وزراء مختلف القول چگونه باشد و بهروقت كه از « 15 » پادشاهان دور و نزديك ايلچى رسيدى جواب او امرا « 16 » عرضه داشته گفتندى پادشاه اسلام « 17 » امور ملكى كه سالها بزيان برده بودند و قواعد آن را « 18 » بخلل آورده بافكار صائبه و آراء ثاقبهء خويش جمله را باصلاح آورد و مرتب گردانيد و فرمودهء خود را « 19 »
هامش
( 1 ) - از وى :W .( 2 ) - در زنان :W .( 3 ) - كردند :W .( 4 ) -W . om .( 5 ) -W . om .( 6 ) - معنى :W .( 7 ) - بالنبى و آله :W . om .( 8 ) - خلد ملكه :W . add .( 9 ) - پادشاهانى :T . - P . , W . ; S . , L .( 10 ) - ترتيب و تدبير :P .، بتدبير :S .( 11 ) - امور :S . , W . om .( 12 ) - مشغول بود :S . om .( 13 ) -S . , L . , P . om .( 14 ) - تدابير :P .( 15 ) - يكى :exhibetكه ازW . pro( 16 ) - انديشه كرده :L . add .( 17 ) - غازان خان :W . add .( 18 ) - آن :W .( 19 ) - و بر فرمودهء خود :P . , L .