مىشود و در محافل و مجامعى كه اصناف مردم حاضر شدند از علما و حكما از سوال كه فرمود تمامت متعجّب ماندند و هرچند باصطلاح مغولان فرمودى و هركس زود درنيافتى ليكن چون مكرّر و مشروح باز گفتندى بعضى را معلوم شدى و بسيارى خود درنيافتندى شيوهء حكمت و خداشناسى او « 1 » برين وجه است كه تقرير رفت و اما احوال مذاهب مختلفه و معتقدات هر طائفهء يكيك على الانفراد اكثر ياد داشته باشد چنان كه چون با پيشوايان آن مذهب بحث كند از ده سوال او يكى را جواب ندانند و او جمله داند و تقرير كند و اما از لغتهاى مختلف مغولى خود منسوب به اوست و عربى و پارسى و هندوى و كشميرى و تبتى و ختايى و فرنگى و ساير لغات از هريك چيزى داند و اما اداب و عادات
S . fol . 296 r .
و ترتيب سلاطين و ملوك متقدّم و متاخّر بشرخ « 2 » داند كه عادت و رسم هريك « 3 » در رزم و بزم « 4 » خوشى و ناخوشى مطعوم و ملبوس و مركوب و ديگر حالات و اشيا چگونه بود و اين زمان بر چه وجه است و پيش هر طائفهء ازيشان مشروح گويد « 5 » و تعجّب نمايند و اما دانستن تواريخ و حكايات تاريخ مغولان كه پيش ايشان بغايت معتبرست و اسامى آبا و اجداد و خويشان از زن و مرد و از آن امراء مغول « 6 » قديم و حديث « 7 » كه در ممالك بودهاند و هستند او شعب نسل هريك اكثر بشرح داند چنان كه از مجموع « 8 » اقوام مغول بيرون « 9 » پولاد اقا ديگرى چنان نداند و جمله ازو ياد گيرند و اين تاريخ مغول كه نوشته شد اكثر از بندگيش استفادت نموده ميسّر گشت و بسيارى از اسرار و حكايات مغول باشد كه خويشتن داند و درين تاريخ نوشته نشد و تواريخ ملوك عجم و اتراك و هند و كشمير و ختاى و ديگر اقوام على اختلاف طبقاتهم بيشتر داند و پيش هر قومى « 10 » گويد و متحيّر شوند و اما شجاعت و دانستن رسوم و ترتيب مصاف او را بغايت كمال است و على
هامش
( 1 ) -P . om .( 2 ) - شرح :P .( 3 ) - و :W . inserit( 4 ) - در بزم و رزم :P . , L . , W .( 5 ) - كند :W .( 6 ) - 8v .( 7 ) - محدث :W .( 8 ) - 8 - 6 :L . lac .( 9 ) - از :P . add .( 10 ) - قوم :W .