تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
نمايد و مذهب خود بگرداند يا بتكلّف مذهبى ديگر اختيار كند بتخصيص چون پدران او تمامت ممالك جهانرا در زمان كفر مسخّر كردند و بدين مقدّمات معلوم شد كه اجر او درين باب مانند اجر ابرهيم خليل صلوات الله عليه باشد « 1 » در اوّل حال كه بنور هدايت ربّانى ضلالت بت‌پرستانرا دريافت و بت خود را بشكست و بايمان وجدانى خداىشناس گشت از آن « 2 » اسلام پادشاه هم از آن شيوه بود و چون باوجود نخوت و جبروت پادشاهى از بت‌پرستى با دين اسلام آمد و تمامت بتانى را كه در ممالك ايران‌زمين بود بشكست و بتخانها را و جملهء معابد نامشروع بكلّى خراب گردانيد و تمامت بت‌پرستان و كفار و مغول را كه زيادت از عدد ريگ بودند در اسلام آورد چنانچه هيچ آفريده را نبايست كشت هر آينه او را زيادت اجر باشد اين معانى كه ذكر رفت دلائل واضحه است بر كمال علم و معرفت و حكمت او و ديگر
S . fol . 295 v .
دليل « 3 » آنكه جوانان چون بطرب و « 4 » عيش و شراب خوردن مشغول گردند هوس‌بازى و سخنان مضحك و انواع لهو داشته باشته و پادشاه اسلام چون اندكى سرخوش شود « 5 » اكثر اوقات او در تقرير سخنان اهل حكمت و تحقيق حكايات و مباحث باريك عميق كه فهم هر حكيمى و دانائى بدان نرسد مستغرق باشد « 6 » و صحبت جماعت حكما و عقلاء متميز دوست دارد « 7 » و اگر حكيم پيشهء را بيند كه عقل و تمييز و ادب دارد و تحمّل با آن يار نباشد او را نپسندد و ازين طائفه هركه بخدمتش رسد در حال مقدار او بداند و هيچ محيل و مزوّر را مجال نباشد كه نزديك « 8 » او سخن حيلت‌آميز گويد و اگر گويد نوبتى زيادت نتواند گفت چه او را بشناسد و من بعد او را راه ندهد و اگر حكيمى بسيار گوى سبكسار را بيند فى الحال غور او بداند و جهت نمودار اين معنى حكايتى « 9 » ايراد كنيم در خراسان شخصى بود از تركستان آمده نام او هبت الله مردى نيكوخلق خوش حضور و از هر علمى بابهره و
هامش
( 1 ) -W . om .( 2 ) - از آن :P . om .( 3 ) -W . om .( 4 ) -P . om .( 5 ) - و :W . add .( 6 ) -S . om .( 7 ) - . . . و جماعت حكما و عقلاء متميز در صحبت نشاند :P . pro his verbis exhibct( 8 ) - در نزد :W .( 9 ) - حكايت :W .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 169 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان