تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
مبارك او راستست ما هردو دين ترسائى داريم « 1 » اين نكته دليل « 2 » واضح است بر آنكه او « 3 » وليى از اولياى حقّ عزّ و علا بود رحمة الله عليه رحمة واسعة « 4 » و السلام

حكايت در خلوت « 5 » نشستن پادشاه اسلام « 6 » بقشلاق هولان موران و ظاهر شدن انديشهء مخالفت الافرنك « 7 » و بياسا رسيدن جماعت فتانان

پادشاه اسلام در آن قشلاغ چند روزى ميخواست كه خلوتى بر سبيل چهلّه برآورد فرمود تا « 8 » بيرون بارگاه وثاقى بزدند و تنها در آنجا بنشست و هيچ آفريده را « 9 » به غير از خواجه سرايى يا كزيكتانى پيش خود « 10 » راه نمىداد و هرروز باندك مايهء غدا « 11 » قناعت مىنمود در اثناى آن‌حال حالتى عجيب واقع گشت و آن‌چنان بود كه جمعى مشايخ صورت فضول سريرت مقدّم ايشان پير يعقوب باغبانى در « 12 » شهر تبريز شهزاده الافرنك را بسبب حبّ جاه و مال دعوت كرده بودند و خواسته كه كراماتى كه نداشتند ظاهر كنند در آن روزها « 13 » مريدى محمودنام را باورد و فرستادند تا جمعى مقربان را با خود يكى كنند « 14 » آن مرد از سر نادانى آن راز را « 15 » آشكارا كرد و گفت شخصى كه « 16 » چهل گز بالا دارد و پنج گز پهنا از كوههاى مرند و وايقان « 17 » پيش شيخ يعقوب مىآيد و او را تربيت مىفرمايد و اين « 18 » اسرار بر وى كشف مىكند و اكنون پادشاهى بشهزاده الافرنك داده طوعا او كرها پادشاهى از آن اوست و درويشان به دو ارزانى داشته‌اند اين
هامش
( 1 ) - ترسائيم :L . , P .( 2 ) - دليلى :P . , W .( 3 ) - 4v .( 4 ) - ، اولياء از جملهء اولياء خدا بود :P .، از جملهء اولياء خدا بود :exhibet4 - 3L . pro- . . . از اولياء خدا بود عزّ و جلّ و قدّس روحه :W .( 5 ) - بخلوت :W .( 6 ) - غازان خان :W . add .( 7 ) - . . . و ظاهر شدن الافرنك و مخالفت او :T . - L . , P . ; S . , W .( 8 ) - كه :W .( 9 ) - آفريده :L . , P .( 10 ) - خويش :L . , P .( 11 ) - غدايى :P .( 12 ) - از :W .( 13 ) -P . om .( 14 ) - گردندا :W .، كند :L . , P .( 15 ) - راز :L . , P .( 16 ) -T . - L . , P . ; S . , W . om .( 17 ) - و وايقان :P . om .( 18 ) -L . , P . om .