تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
من از خوف نمىيارستم نمود « 1 » و پنهان مىداشتم و يتميش « 2 » نائب تايتاق را نيز يارغو داشتند و چون بگناه معترف شد او را نيز بياسا رسانيدند و اقبوقا « 3 » پسر تايتاق هرچند در آن كنگاج داخل بود و از « 4 » اخلاط آن معجون چه الافرنك گفت تمامت گناه اوست ليكن چون او جوان و كودك بود « 5 » و پدرش در جنگ شام كيجاميشى كرده و در دست ياغى اسير شده پادشاه اسلام « 6 » گناه او را ببخشيد و او را محبوس فرمود و السلام « 7 »

حكايت طوى كردن در اوردوى ايلتوزميش خاتون جهت سال نو شهزاده ابو يزيد و بيرون آمدن پادشاه « 8 » از چهله

روز يكشنبه غرّهء جميدى الآخر در اوردوى اولتوزميش خاتون جهت نوشيدن سال نو « 9 » شهزاده « 10 » ابو يزيد طوى « 11 » كردند « 12 » چنان كه معهودست « 13 » و « 14 » پادشاه اسلام و تمامت خواتين و شهزادگان و امراء حاضر شدند و مراسم « 15 » تهنيت و شادمانى بتقديم رسانيدند
S . fol . 292 r .
و داد طرب و عيش « 16 » دادند و پادشاه اسلام شهزادگان و خاتونان و اشياع « 17 » ايشانرا بانواع نواخت و نوازش « 18 » و سيورغاميشى مخصوص فرمود و بعد از آن پادشاه اسلام « 19 » از خلوت بيرون آمده روى به ترتيب امور مملكت و ضبط مصالح سلطنت آورد و مزاجش روى بصحّت آورده بود و خرّم و خوش‌دل روزگار مىگذرانيد و بواسطهء فتح و ظفر به جهت « 20 » واضح « 21 » شدن مكر و خديعت شيخ و اتباع او جمهور اركان دولت مستبشر و مستظهر بودند
هامش
( 1 ) - از خوف باز نمىتوانستم نمود :L . , P .( 2 ) - يتميش ؟ ؟ ؟ :L . , P .( 3 ) - اوقبوقا ؟ ؟ ؟L . , P .( 4 ) - و از :W . om .( 5 ) - است :L . , P .( 6 ) - غازان خان :W . add .( 7 ) -L . , P . om .( 8 ) - اسلام :L . , P . add .( 9 ) -L . om .( 10 ) -L . , P . om .( 11 ) - ترتيب طوى :P .( 12 ) - كرد :L .( 13 ) - چنان كه معهودست :L . om .( 14 ) - عساكر :L . inserit( 15 ) -L . , P . om .( 16 ) - و لهو :L . , P . add .( 17 ) - خواتين و اشياع و اتباع :L . , P .( 18 ) - و نوازش :L . , P . om .( 19 ) - اسلام :W . om .( 20 ) - بواسطهء :W .؛ فتح و ظفر به جهت :P . om .( 21 ) - ظاهر :W .