تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
شب « 1 » در باغستان تبريز نزول فرموده بود « 2 » و ديگرروز روان شد
S . fol . 291 r .
به راه اوجان و بسبب « 3 » آنكه شكم مباركش از آسيب داغ متألّم شده بود و ضعف بر مزاج مستولى گشته بر اسپ مستمسك نمى نوانست بود بيشتر اوقات در محفّه مىنشست و هرروز اندك راهى قطع مىكردند و آخر ربيع الاوّل امير قتلغ شاه « 4 » از يوزآغاچ باز گرديد « 5 » تا بقشلاغ ارّان رود و آن طرف را محافظت نمايد و دوشنبه « 6 » چهاردهم ربيع الآخر بحدود سراى جومه گورگان « 7 » رسيد و در سغورلق و حدود همدان برف بافراط افتاده بود و سرما بغايت سخت شده و راه بغداد بر آن صوب ممكن نه كه توان رفت بدان سبب عزيمت بغداد فسخ فرمود و بكنار هولان موران فرو آمد چه آنجا نيز « 8 » از جملهء قشلاغهاست و حقيقت آنكه زمستان‌گاهى بغايت نيكو بود و نعمت فراوان از جوانب مىآوردند و هيمهء بىاندازه موجود و مردم هركس بيورت خويش فرو آمدند و از سر فراغت بمهمّات « 9 » و مصالح مشغول شدند از اتّفاق روزى پادشاه اسلام كفارت صغيره را ده مسكين را « 10 » طعام و كسوه مىداد ميخواست تا بدست مبارك خويش دهد فرمود تا ده درويش را حاضر گردانند « 11 » مهتر نجيب الدين فرّاش كه از جملهء خواص و مقرّبان بود بر وفق « 12 » فرمان ده درويش « 13 » بدرگاه حاضر گردانيد « 14 » و در حضور خويش ايشانرا طعام داد تا بخورند و فرمود تا ده تا جامه از خزانه بياوردند « 15 » و در ايشان متأمّل « 16 » نظر « 17 » كرده هشت را « 18 » هريك را تائى جامه « 19 » بداد و دو جامه بدست مهتر نجيب الدين داد و گفت بيرون رو و دو درويش ديگر بيار تا بايشان دهم كه اين هردو ترسااند نجيب الدين گفت نه شما گفتيد كى مسلمانيم گفتند بلى جهت طمع با تو چنان گفتيم اما با پادشاه اسلام دروغ نتوان گفت نظر
هامش
( 1 ) - هم :W . inserit( 2 ) - . . تبريز بود :W . p . h . v . e .، فرمود :L . , P .( 3 ) - جهت :L . , P . , W .( 4 ) - قتلغشاه را :L . , P .( 5 ) - بازگردانيد :L . , P .( 6 ) - در شب :L . , P . p . h . v . e .( 7 ) - گورگان :L . , P . om .( 8 ) -L . , P . om .( 9 ) - بمهمانى :W .( 10 ) - مسكين :L . , P .( 11 ) - گردانيدند :L . , P . , W .( 12 ) - بموجب :L .( 13 ) - درويش را :L .( 14 ) - 14 - 13 :P . , W . om .( 15 ) - 18v .( 16 ) -L . , P . om .( 17 ) - تأمّل :L . , P .( 18 ) - 18 - 15 :W . om .، هشت كس را :L . P .( 19 ) - جامهء :W .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 151 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان