و تايتاق و ترسا باديد نيامدند و امير قتلغ شاه و تكاتيمور « 1 » نوزدهم رمضان در صحراء كشاف ببندگى حضرت پادشاه اسلام « 2 » رسيدند « 3 » و ديگر روز رايات همايون نهضت فرمود و به ظاهر اربيل در باغ « 4 » فروآمد و از آنجا كوچ كرده به راه دربند زنگى از كوهستان كردان بيرون آمد و عيد فطر در حوالى دربند زنگى كردند و روز شنبه هفدهم شوال امير چوبان كه بواسطهء لشگريانى كه پياده مانده بودند « 5 » توقّف كرده بود و ايشانرا تعهّد و غمخوارگى كرده « 6 » بآهستگى از راه بغداد مىآورد ببندگى « 7 » رسيد و سيورغاميشى تمام « 8 » يافت و چون به پول سرخ مراغه رسيدند خواتين و اغروقها را به راه سه گنبد و يوزآغاچ باوجان روانه فرمود و خويشتن « 9 » جريده بكوه سهند به شكار رفت « 10 » و هفتهء « 11 » آنجا شكار كرده « 12 » پنجشنبه دهم « 13 » ذى القعده سنهء اثنين و سبعمائه به شهر اسلام اوجان نزول فرمود « 14 »
حكايت پرسيدن « 15 » يارغوى امرا و لشگريان كه از شام مراجعت نموده بودند و قوريلتاى ساختن بموضع اوجان و تكشيميشى كردن ايشان
بعد از آنكه رايات همايون به شهر اسلام اوجان رسيد دوم روز كه دوانزدهم ذى القعده بود آغاز يارغو پرسيدن كردند و هرچند باريك مىپرسيدند چون يارغونامه بمحلّ عرض مىرسانيدند پادشاه اسلام دقائقى چند ايراد مىكرد و ديگر باره باز از « 16 » سر « 17 » مىپرسيدند و آن دقائق را رعايت مىكردند عاقبة الامر غرّهء ذى الحجّه يرغوها تمام شد « 18 » و اغوتاى ترخان
هامش
( 1 ) - ديگران :L . , P . om . ; W .( 2 ) - غازان خان :W . add .( 3 ) - رسيد :S . , L . , P .( 4 ) - بزرگ :W . add .( 5 ) - بازمانده بودند :L . P .( 6 ) - نموده :L . , P .( 7 ) - حضرت پادشاه اسلام :P .، حضرت :L . add .( 8 ) -P . om .( 9 ) - خود :W .( 10 ) - به شكار برنشست :P .( 11 ) - مدّت يك هفته :P .( 12 ) - روز :P . inserit( 13 ) - ( و آن شب . . )P . lac . usque ad S . fol . 290 v . 12( 14 ) - بمباركى و السلام :L . add .( 15 ) - رسيدن :L .( 16 ) -W . om .( 17 ) - بس :L .( 18 ) - يارغو باتمام شد :W .