تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥

حكايت سيورغاميشى پادشاه اسلام « 1 » در حق « 2 » خواجه سعد الدين صاحب ديوان « 3 » به جهت اخلاص « 4 » كه در قضيهء الافرنك نموده بود

پادشاه اسلام « 5 » چون خواجه سعد الدين « 6 » صاحب ديوان « 7 » آن رسول پير يعقوب را كه جهت استجلاب قلوب باوردو آمده بود و از بهر هركس پيغامها بمواعيد خوب آورده فى الحال بگرفت و در دم آن نكته را در بندگى حضرت سلطنت بمحلّ عرض رسانيد در حقّ او بغايت نهايت « 8 » معتنى « 9 » و معتقد گشت و يقين دانست كه اعتماد كلّى كه در جميع ابواب بر وى كرده عظيم « 10 » بموقع افتاده و صدق اخلاص او در بندگى و راست دلى او در هوادارى و كوج دادن بر وجهيست كه اگر هرروز او را به صد گونه نواخت و سيورغاميشى فرمايند لائق و سزاوارست و وضع الشئ فى موضعه بود بدان سبب خواست كه او را بنوعى « 11 » سيورغاميشى فرمايد « 12 » كه مرتبه و منزلت « 13 » او زيادت گردد و حشمت و عظمت او افزون‌تر شود و چون زمام حلّ و عقد امور مملكت و عنان قبض و بسط مصالح سلطنت بر وجهى در كفّ كفايت او نهاده بود و بنمطى بدست درايت « 14 » او داده كه بر آن هيچ مزيدى تصوّر نداشت سيورغاميشى او بر آن وجه كرد كه يكهزارهء لشگر مغول بوى توساميشى فرمود و او را توق و كهوركه « 15 » ارزانى داشت و تمامت امراء را « 16 » فرمود تا برفتند و شرائط تهنئت اقامت كردند « 17 » و حقيقت آنكه آن « 18 » ذات ملك‌صفات كه مجمع فضائل نفسانى و منبع كمالات انسانيست « 19 » هر لحظه بهزار چندين سزاوارست چه وجود پرجودش « 20 » سبب آسايش رفيع و وضيع و خواص و عوام و موجب آرايش ملك و دولت و ايمان و
هامش
( 1 ) - خلّد ملكه :L . P . add .( 2 ) - صاحب اعظم :L . , P . inserunt( 3 ) - سعد الحقّ و الدين :P . p . h . v . e .( 4 ) - اخلاصى :P .( 5 ) - غازان خان :W . add .( 6 ) - سعد الدوله و الدين :P .( 7 ) - عزّت انصاره :L . , P . add .( 8 ) - بنهايت غايت :P .( 9 ) -W . om .( 10 ) -T . - L . , P . , W . ; S . om .( 11 ) - فرمايند :L . om .( 12 ) - كند :L .( 13 ) - و منزلت :W . om .( 14 ) -L . om .( 15 ) - كوركه :W .، كوركا :P .( 16 ) - تمامت را :L . om . , P .( 17 ) - بتقديم رسانند :P .. باقامت رسانيدند :L .( 18 ) -L . , P . om .( 19 ) - 20v .( 20 ) -L . , P . , W : S . lac .20 - 19T .