ملك نايب باربك « 1 » با عساكر قاهره در ملك معبر نامزد شد - چون لشكر اسلام « 2 » در حد معبر رسيد ولايت معبر « 3 » نهب و تاراج كرد و مال بسيار و دفاين بىشمار « 4 » بر دست آمد - و صد زنجير پيل بدست آورد - و چند هزار مفسد نامدار بدوزخ فرستاد « 5 » - اقاليم معبر در ضبط و تصرّف بندگان حضرت اعلى آمد - و ملك نايب مظفر و منصور بازگشت - چون سلطان علاؤ الدين از كار جهانگيري و شغل كشوركشائي فارغ شد كار خير شاهزاده « 6 » بنياد نهاد - فرمود تا اهل تقويم و اصحاب تنجيم به « 7 » نيكوترين فال روز اختيار كنند - منجّمان « 8 » بر حكم فرمان اعلى از شمار تقويم و حساب تنجيم به بهترين روزى و خوبترين ساعتي كار خير شاهزاده « 9 » مدّ اللّه عمره اختيار كردند - بطالع سعد و اختر ميمون در شهر قبهاى فلكساى « 10 » برآوردند - و بكنج و مهرتاب « 11 » پوشانيدند - و اهل طرب از « 12 » مسلم و هندو بقبها نغمهساز گشتند - و فلك را در چرخ « 13 » آوردند - بعد ازان چندگاه سلطان را زحمت تپ « 14 » غالب آمد - خضر خان پسر بزرك سلطان به نيّت صحت نذر كرد - كه اگر حق تعالى سلطان را شفاى عاجل كرامت كند پياده به زيارت پيران هتهناپور رود - حق تعالى « 15 » سلطان را اندك مايه صحت روى داد - خضر خان بر حكم نذر در هتهناپور به زيارت پيران « 16 » رفت - ملك نايب بسلطان باز نمود كه البخان را اتفاق آنست
هامش
( 1 )M .ملك نايب با عساكر
( 2 )M . omitsاسلام
( 3 )M .ولايت نهب كرد
( 4 )M . omitsو دفاين بىشمار
( 5 )B . omitsفرستاد
( 6 )M .شاهزادگان بنياد نهاد
( 7 )M . omitsبه
( 8 )B .منجمان نيكترين حكم
( 9 )B .شاهزادگان اختيار
( 10 )B .فلك سايه
( 11 )B .و بكنج و محربات
( 12 )B .از اهل طرب مسلم
( 13 )M .در خرچ آوردند
( 14 )M . omitsتپ
( 15 )B .حق سبحانه و تعالى
( 16 )M . omitsپيران