فارغ شد در سنه ثمان و تسعين و ستمائه الغ خان را « 1 » با عساكر گردون مآثر قاهره طرف گجرات نامزد فرمود - تا دمار « 2 » ازان ديار برآرد - در آن ايام كرن راى گجرات سي هزار سوار جرّار و هشتاد هزار « 3 » پيادهء نامدار و سي زنجير پيل مهيب سرخرو و كوهپيكر و عفريت هيكل داشت - چون الغ خان نزديك گجرات رسيد راى كرن طاقت مقاومت نياورد - منهزم گشت - الغ خان در گجرات درآمد - تمامى ولايت را نهب و تاراج كرد و بيست زنجير پيل بدست آورد - و تعاقب راى كرن مذكور « 4 » تا سومنات كرد - بتخانه كه در سومنات « 5 » بود از قدم ميشوم او خراب گشت - و آن بتخانه كه قبلهگاه هندوان و راى رايان بود مستاصل و منهدم گردانيده و مسجدى برآورده از آنجا بسوى حضرت بازگشت - چون در حدّ جالور رسيد به جهت اموالى كه لشكر را از نهب گجرات و سومنات بدست آمده بود تفحّص آغاز كرد - خلق را دمه « 6 » مينهاد و نمك آب ميداد - بعضى طايفهء مغل كه برابر الب خان « 7 » و الغ خان بودند چنانچه يلجق « 8 » و كسرى و بيگى « 9 » و تمغان و محمد شه و تمر بغه « 10 » و شادي بغه و قتلغ بغه « 11 » طاقت نتوانستند آورد و غنيمت باز نتوانستند داد - از الغ خان برگشتند « 12 » و قصد كشتن او كردند - اما مقهور و مخذول « 13 »
هامش
( 1 )B . omitsرا
( 2 )M .تاده ار ازان ديار برآرد
( 3 )M .سي هزار سوار و هشتاد هزار پياده و سي زنجير پيل داشت
( 4 )M . omitsمذكور
( 5 )M .سومنات بود خراب كرده مسجدى برآورد و بسوى
( 6 )M .ذمه
( 7 )M . omitsالب خان
( 8 )B .ملحق
( 9 )M .تبكه
( 10 )M .تمرتفه
( 11 )M .قتلعبعه
( 12 )M .بازگشتند
( 13 )M . omitsمخذول