شدند - بعضى از ايشان بر راى همين ديو در جهابن رفتند و بعضى جانبين پراگنده گشتند - و الغ خان از آنجا بكوچ متواتر در حضرت رفت - و در سنه تسع و تسعين و ستمائه الغ خان با عساكر انبوه جانب رنتهنپور « 1 » و جهابن نامزد شد - در آنجا « 2 » راى بود همير « 3 » ديو نام حصاري شد « 4 » - و حصاري بر سر كوه باستحكام تمام داشت كه عقاب بدستون بر آن كوه بى ستون نتوان گذشت « 5 » - و او را دوازده « 6 » هزار مرد تازى سوار و پياده بىشمار و پيلان نامدار بودند - چون الغ خان آنجا رسيد لشكرها « 7 » ساخته كرد - هر دو لشكر « 8 » از آن مقام پستر بازگشت و نزول كرد - از آنجا الاغان به حضرت فرستاد تا از استحكام حصار و استعداد پياده و سوار عرضه « 9 » دارند - و ركاب « 10 » دولت بانهدام و انهزام ان مقام ترغيب نمايند - چون الاغان كيفيت حال به حضرت بازنمودند سلطان لشكرها جمع كرده بكوچ متواتر در رنتنهپور رفت و آن را فتح كرد - و همير ديو لعين را بدوزخ فرستاد - پيل و مال و خزاين و دفاين او به تمام « 11 » در دست اركان دولت آمد - و دران قلعه كوتوالى تعين فرمود و اقطاع جهابن « 12 » بالغ خان مفوّض شد « 13 » - از آنجا قصد قلعهء چتور كرد و ان را نيز « 14 » فتح كرد - و آنجا خضر خان چتر لعل يافت - و چتور را خضرآباد نام كرده بخضر خان انعام فرمود - از آنجا رايات اعلى « 15 » بفيروزى و پيروزى بجانب دار الملك دهلي بازگشت - و در سنه سبع مائه سلطان « 16 » ملك عين الملك شهاب ملتاني را با لشكرهاى بسيار در مالوه نامزد كرد -
هامش
( 1 ) جهابنandرنتهتبورBarani , p . 213رنتهورM .( 2 )B .از انجا
( 3 )M .هميره
( 4 )M .نام حصارى بر سر كوه
( 5 ) نتوان گذشتuptoكه عقابM . omits from( 6 )M .ده هزار
( 7 )M .لشكر را
( 8 )B . and M .لشكر را
( 9 )M .عرض دارند
( 10 )B .امكان دولت
( 11 )M .به تمام دست آورد
( 12 )M .جهاين
( 13 )M . omitsشد
( 14 )M .ان را فتح
( 15 )M .اعلى بجانب
( 16 )M . omitsسلطان