تا « 1 » مفسدان آن ديار را قلعوقمع كند - و شرّ ايشان بكفايت رساند - و هركه سر در ربقهء اطاعت آرد او را بخلعت امان و تشريف استظهار مشرّف گرداند - و در ان ايام در مالوه كوكا نام مقدّمي بود - بقياس چهل هزار سوار و يك لكهه پياده داشت - چون لشكر دران نواحي رسيد كوكا طاقت مقاومت نياورد - فرار نمود - ولايت او به تمام تاراج و نهب گشت « 2 » - و دران ايام در سيوانه مفسدى بود ستلديو « 3 » نام - با جمعيت انبوه در قلعهء سيوانه حصاري شد - لشكر بسيار كوشش نمود « 4 » امّا نتوانست كشاد - سلطان بر طريق شكار بيرون آمد و آنجا رفت - هم در اول روز قلعهء مذكور زيروزبر « 5 » گردانيد - زهى اقبال و نصرت كه اللّه سبحانه و تعالى آن بادشاه عادل رعيتنواز حشمپرور را عنايت فرموده بود - فتح كرد و ستلديو لعين را بدوزخ فرستاد - و همدران سال جالور بدست كمال الدين كرك فتح شد - و كستمر « 6 » ديو مفسد بدوزخ رفت - بعده « 7 » رايات اعلى بجانب دار الملك دهلي « 8 » مراجعت فرمود - در سنه اثنين و سبعمائه لشكرها بجانب تلنگ نامزد شد - چون لشكر در حدود تلنگ رسيد راى تلنگ پيلان و سوار و پياده بىشمار داشت - مع هذا نتوانست كه با لشكر اسلام مقاومت كند - حصاري شد - لشكر « 9 » حصار را گرد كرده ولايت به تمام نهب و تاراج نهاد - راى تلنگ امان خواست - پيل و مال و خزاين و دفاين بوجه خدمتى پيش آورد - و سر در ربقهء اطاعت كشيد - از آنجا لشكر اسلام به حضرت بازگشت - بعد ازان
هامش
( 1 )M .مفسدان ديار را قلع كند
( 2 )M .نهب گشت - بعده از ان در سوانه
( 3 )M .سلديو نام جمعيت
( 4 )M .كوشش نمودن نتوانست كشاد
( 5 )M .قلعهء مذكور فتح كرد و سلديو
( 6 )M .كتهر ديو
( 7 )omitsبعده
( 8 )M . omitsدهلي
( 9 )B .لشكر اسلام حصار