تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ
الى آخره ، سزاوار لعن و طرد و مقت گشت و از آن ديار روى پنهان كرد . حضرت امام هدى بنابر صلهء رحم ، رعايت اخوت و مرحمت فرمود . مملكت رانكو را به برادر ارشد خود سيّد مهدى كيا مسلم فرمود . منكوحهء اميره نوپاشا را وكيل اميرهء مذكور كه تايب كاوس بود ، به شهادت شهود عدول ، نيت طلاق كرد . و چون ايام عدهء آن مخدره منقضى گشت جهت سيد مهدى كيا عقد شرعى كردند . والدهء حضرت مغفرت پناهى ، كارگيا امير سيّد محمد ، طاب اللّه مرقده ، عورة عفيفهء مذكوره است .

فصل دوازدهم [ از باب دوم ] در تسخير ملك لاهجان و وقايع حالات كه در آن وقت سمت صدور يافت .

چون مملكت رانكو بعون اللّه و حسن توفيقه مسخر فرمان شد ، به اتفاق اصحاب و اعيان و فقها و صلحا و مفتيان شرع شريف و موافقان آن دولت دين حنيف از تنكابن و رانكو ، ظفر بر يمين و سعادت بر يسار ، با تكبير و تهليل و ترويج امور دين ، متوجه تسخير ممالك لاهجان گشتند . چون فرزندان اميره جهان از آن واقف گشتند ، لشكر لاهجان و توابع را جمع كرده ، به سردارى و سپه‌سالارى محمد بن جلال الدين « 1 » اسپهسالار ، به مدافعه و محاربه بيرون آمدند . اما تاب اقامت نداشتند و به اندك محاربه منهزم گشتند و به خرارود رفتند . و محمد بن جلال الدين « 2 » باز نزد اميره انوز كوهدمى به استدعا و التماس مدد و لشكر قيام نمود . چون عرض حاجات را معروض داشت ،
هامش
( 1 و 2 ) - در صفحات قبل اين مرد به نام جلال الدين محمد بن تاج الدين يا محمد تاج الدين يا محمد بن تاج الدين شناخته شده است .