تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
آل هاشم ، بستان سراى ممالك گيلان ، منور و روشن گشت و بساتين آن بقعهء مباركه ، از رشحات حياض عدالت خلاصهء اولاد بنى آدم ، مخضروريان گشت . و ارباب دين و اصحاب يقين به شكرانهء آن ، دست دعا به قبلهء حاجات برداشته ،
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ
برخواندند و جهت ثبات دولت و قوام مملكت فاتحهء فايحه و اخلاص با اخلاص بر زبان راندند . و صورت اين فتح مبين را منشيان بلاغت آثار فصاحت شعار ، بر صفحهء بياض سعادت آئين نقش كرده ، نزد حضرت هدايت مآب ولايت قباب سيد قوام الدين و فرزندان دولت آئين ، نور قبرهم ، ارسال داشتند . و ايشان را از آن اخبار فرح فزا ، مزح ؟ زدا ، شادكام و دوست كام گردانيدند . و طبل نشاط و شادكامى در ولايت آمل و سارى فروكوفتند و به آورندهء مژده ، هديه‌ها دادند و عنوان جواب مكتوب مرغوب را بعد از اداى شكر الهى عزّ اسمه و تسميهء ذات اقدم اقدس بارى عزاسمه نوشتند كه ، بيت :
باش تا صبح دولتت بدمد * كين هنوز از نتيجهء سحر است
و به قاصد خجسته پى داده ، روانه ساختند . و فرمود كه چون اين فتح مبين واقع گشت ، اگر عساكر مازندران كه در ركاب همايون‌اند در بايست باشند ، مضايقه‌اى نيست . بايد كه بلاتكلف و حجاب چون بيگانگى مرتفع است ، به هرچه صلاح دولت در آن باشد ، بدان نوع سلوك فرمايند .

فصل يازدهم از باب دوم در ذكر تفويض نمودن رانكو را به حضرت سيّد اعظم سيّد مهدى كيا نّور قبره .

چون مملكت رانكو به حوزهء تصرف درآمد و از اميره نوپاشا خلاف عهد به ظهور پيوست و بر مضمون آيهء كلام ربانى جل ذكره كه
الَّذِينَ
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 39 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده