تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
كه موطن والدهء مرحومهء ايشان بود تشريف فرمود ، از آنجا به راه املش بيرون رفته ، همه‌جا دامن كوه گرفته ، به تنكابن نزول اجلال فرمود . و سه ماه آنجا توقف نمودند و يرق لشكر كردند و به مازندران به طلب مدد فرستادند و از آنجا هم جمعى را به خدمت ارسال داشتند . چون اميره نوپاشا از بيرون رفتن سيادت پناهى معلوم كرد ، دانست كه اين حكايت همچنين نخواهد ماند . او نيز در يرق لشكر خود سعى كرده ، جمعى را فراهم آورد . چون لشكر ظفر پيكر متوجه تسخير رانكو گشتند و به ناحيهء سياكله‌رود رسيدند ، اميره نوپاشا به مقابلهء ايشان بيرون آمد . چون دو لشكر به هم رسيدند ، محاربه قايم گشت و دو روز متصل حرب و ضرب بود . عاقبت بر مصداق « الا إنّ حزب اللّه هم الغالبون » لشكر نصرت شعارى بر لشكر خذلان آثارى غالب گشتند و منهزم ساختند و ايشان به انهزام به رانكو آمدند . و امامت پناهى به مسجد مبارك گيلاكجان كه از مستحدثات امام خبير ناصر كبير عليه الرحمة بود ، نزول فرمودند . مردم ولايت رانكو از اطراف و جوانب به اعتقاد صادق مىآمدند و بيعت مىكردند و از فسق و فجور و عصيان محترز و مجتنب مىگشتند و در مقام اطاعت و فرمان‌بردارى ، وظايف عبوديت به تقديم مىرسانيدند . چون يك هفته بر آن بگذشت ، اميره نوپاشا باز به مدافعه و مجادله قيام نمود و حركت المذبوحينى كرده اما فايده‌اى نبود . به اندك توجه عساكر نصرت مآثر فرار نمود و مضمون
تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ .
بر عالميان واضح و هويدا گشت و پرتو آفتاب جهان تاب آل هاشم به اعانت و ما توفيقى الّا باللّه خاشاك خذلان آثار اميرهء نكبت شعار را سوخته ، هباء منثورا گردانيد . چون نوپاشا به حكم ، « ما شاء اللّه كان » به رانكو آمد ، يك زمان تاب اقامت نداشت ، از آنجا به صوب شكور توجه نمود . كيا اسمعيل او را التفات نكرد و وعدهء امداد هم نداد .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 37 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده