تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤

فصل نهم در ذكر بنياد صلح اميره نوپاشا با حضرت امامت پناهى و وقايع حالاتى كه در آن زمان سمت وقوع يافت

چون اميره نوپاشا را از قوت و شوكت خود يأس كلى به حاصل آمد ، دست ارادت در دامن استغاثت زده ، معتمدى را به التماس تمام نزد حضرت سعادت انتما بفرستاد و توقع مصالحه نمود . بر موجبى كه تنكابن از آن امامت شعارى باشد و فرزند ركابزن كيا را از نزد خود برانم ، اما شما مرا معاونت نمائيد تا به اتفاق به دفع فرزندان اميره جهان بكوشيم . و اميره نوپاشا كوچسفانى كه به پاشيجا آمده است برانيم و با دوستان همديگر دوستى به تقديم رسانيده ، دشمنان را مقهور گردانيم تا دفع فتنه و آشوب گردد . حضرت توفيق آثارى علما و فقهاى تنكابن را جمع كرد و سخن را با ايشان گفت‌وشنيد نمود . و چند نفرى را با تائب كاوس همراه كرد [ و ] نزد اميره نوپاشا مصحوب قاصدى او را روانه ساخت . مضمون حكايت و پيغام آنكه اگر اميره سر صلح دارد بايد كه توبه كند و بازگرد معاصى نگردد و خمر نخورد و با خلايق ظلم نكند و به عدل بكوشد و از جادهء شريعت غراء تجاوز نكند و امر معروف و نهى منكر را بر خود و متابعان خود واجب داند تا با او وظايف محبت را مرعى گردانيم . و از آن از عقوبت الهى خوف نكنيم كه تولا و تبرا از اصول دين حنيف است . و اگر از اين عهد برگردد تائب كاوس وكيل مكررى دورى او باشد كه به هر لفظ و عبارت كه خواهد عزل كردن معزول نگردد كه منكوحهء او را كه طاوس نام است و بنت اميره شرف الدوله بن اميره پهلوان مىباشد طلاق خلعى بدهد و از حبالهء زوجيه خارج گرداند و جماعت فقها كه همراه‌اند بر آن