الْمَنْصُورُونَ
« 1 » لشكر نصرت شعار ، منصور و مظفر گشتند و اميره نوپاشا به انهزام تمام و انخجال ما لا كلام فرار نمود و به رانكو آمد . شعر :
جهان مسخر فرمانش شد به حمد اللّه * چو تيغش از سر دشمن برآوريد دمار
در آن زمانه كه برقى وزد « 2 » ز شمشيرش * نماند از شب ظلمت درو دگر آثار
چون اهالى ملك رانكو چنان ديدند و دانستند كه آثار دولت سيد ايد هرلحظه در ترقى و تزايد است و اطوار نكبت امراى ناصرود هرزمان در عين نقصان و و بال مىباشد و اين معنى را از بركت زهد و تقوى و دين و ديانت و امامت « 3 » و عدالت سادات و شومى فسق و فجور و طغيان و عصيان اميران بدپيمان مىدانستند . به اعتقاد صادق راسخ جازم ، فوج فوج و گروهگروه ، پنهان و آشكار مىآمدند و به زمينبوس مشرف گشته ، با حضرت سيادت قبابى بيعت مىكردند و دست ارادت به دامن توبه و انابت زده ، از حضرت تعالى شأنه به وسيلهء آن استدعاى عفو زلات و خطيات خود مىكردند و از تيه ضلالت به صحراى هدايت و اصل مىگشتند . و در آن هنگام چون اميره نوپاشا بن اميره سالوك كوچسفانى كه ايشان را اسمعيل ودمى خوانند بر امراى ناصرود فرصت يافته بود ، با لشكر گران به پاشيجا آمد و مسخر گردانيد . و اميره نوپاشا را با فرزندان اميره جهان مرحوم هم خون در ميان بود كه مادر اميره جهان مرحوم كه زنمادر « 4 » اميره نوپاشا بود و بعد از قتل اميره جهان همچنانكه ذكر رفت ، آن عورت بىگناه را نوپاشا مذكور ، به قتل آورده بود ، خواهر اميره نوپاشا بن سالوك اسمعيل ود بوده است ، تدبير ديگر نداشت ، فلهذا قدم در جادهء مصالحه نهاد .
هامش
( 1 ) - مؤلف دو آيهء قرآن كريم را از سوره الصافات كه بدين ترتيباندإِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ 172 وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ 173را درهم ريخته و به شكل بالا درآورده است .
( 2 ) - شايد : برقى زند .
( 3 ) - شايد : امانت .
( 4 ) - زن مادر تركيب گيلكى است و به معنى مادر زن است .