كه اين كار سرسرى نيست و روزبهروز آثار دولت سادات تضاعف مىپذيرد .
و سيدركابزن كيا در امداد و اسعاد ايشان مىكوشد . اميره جهان لشكر لاهجان را با توابع و لواحق يرق كرده ، به مدد اميره نوپاشا روانه فرمود .
چون لشكر جمع گشتند ، متوجه گرمهرود شدند . چون سيدركابزن كيا دانست كه [ تاب ] مقاتله و مجادله نيست ، حضرت سيد امامت پناهى را عذر خواستند كه با وجود اينچنين ازدحام ، شما را اينجا بودن متعذر است و خوف آن است كه شرمندگى واقع شود . حضرت سيد نيز از گرمهرود به صوب مازندران رجوع فرمود . و سيدركابزن كيا با اميره نوپاشا بنياد صلح نهاد و منازعت را به مصالحت انجام كردند و اميره نوپاشا معاودت نموده ، لشكر را رخصت انفراق فرمود .
فصل ششم از باب دوم در ذكر توجه حضرت سيد امامت شعارى ، به صوب مازندران ، كرت دوم و قتل اميره جهان بن شرف الدوله در ملاط و چگونگى حالاتى كه در آن زمان واقع شد .
چون حضرت سيد على كيا از تنكابن متوجه مازندران گشت و نزد سيادت آثارى ، تقوى شعارى ، قوامى ، صورت حال را انبا نمود سيد هدايت شعارى ، مقدم سيد امامت پناهى را به اعزاز ما لا كلام تلقى نموده ، به جائى لايق فرود آوردند و مراسم ضيافت و خدمت به ابلغ وجوه به تقديم رسانيدند و تسلى بسيار دادند كه البته آنچه مطلوب است ، عن قريب در حوزهء حصول خواهد شد . خاطر مبارك را بايد جمع گردانيد كه چيزها موقوف وقتست .
حضرت امامت پناهى نيز دست توكل به دامن صبر زده ، مترقب عنايت الهى بود تا از مكمن غيب چه نوع به ظهور مىرسد . و اميره نوپاشا