حضرت سيادت شعارى با اولاد و اخوان و تائبان خود مشورت فرمود ، و تاج الدين محمد را به نزد سيد ركابزن كياى حسنى كه آن زمان حاكم ولايت تنكابن و سختسر او بود ، فرستادند كه فيما بين نسبت سيادت مىباشد و موافقت مذهب هم دخلى تمام دارد و مردم مازندران امامى مذهباند و اكنون اكثر ايشان در لباس فقر و درويشىاند و تائبان ما را نسبت با ايشان حالى ديگر است . اگر در ولايت شما ، تائبان ما را جا تعيين فرمايند تا به اتفاق بد آنجا نقل رود منت خواهد بود .
چون تاج الدّين محمد مذكور به تنكابن رسيد و اداى رسالت كرد ، سيّد ركابزن كيا ، مقدم او را به انواع اعزاز تلقى نمود و فرمود كه جا از آن شما است و ما برادران يكديگريم ، خوش باشد ، تشريف فرمائيد اهلا و سهلا و مرحبا . بيت :
رواق منظر چشم من آشيانهء تست * كرم نما و فرود آ كه خانه خانهء تست
و همانجا در گرمهرود جاى لايق تعيين فرمودند .
چون محمد تاج الدين « 1 » معاودت نمود ، صورت حال را با حضرت سيد قوام الدين مشورت نمودند . سيادت و سعادت آثارى صلاح دانسته ، اجازت فرمودند ، و فرمودند كه هرچند مفارقت صورى موجب ملال است ، اما چون صلاح دولت شما در آن است كه قرب جوار به وطن مالوف باشد همچنان به تقديم رسانيد كه هرجا هستيد و مىباشيد . مصراع :
ما را به تو اتصال روحانى هست .
و به دعا و فاتحه امداد خواهد رفت و اگر آنجا بودن موجب تفرقهء خاطر گردد ، [ به ] تحقيق كه اين ولايت از آن شما است ، بلاتكليف و حجاب باز تشريف بايد فرمود ، تا
هامش
( 1 ) - يعنى : محمد پسر تاج الدين .