188 / 3 - « را » علامت مفعول صريح كه در ميان دو ابرو به عبارت اضافه شده است زائد است .
عبارت بايد چنين باشد : تا كارگيا سيد احمد از بخش خود بانصيب ساخت .
188 / 6 - « از ديلمستان ناحيهء تويلا و پادز و كوشيجان و شهوك را به دو داد . » تويلا كه امروز توله
Toole
گويند ، بر ساحل راست پلورود ، نزديك پرامكوه برجاى است . شهوك همان « شوك » به فتح شين و واو امروزى است كه با دهكدههاى اطراف آن ناحيه شهوك را بهوجود آورده است . پادز بايد نزديك اين دو دهكده باشد . بنابراين منطقهء زير قلعهء « اتاكوش » ( به فتح الف ) يا زير قلعهء گورج ( به فتح راء ) را بايد پادز دانست . زيرا در اين اطراف قلعهء ديگرى وجود ندارد .
190 / 10 - سيد محمد كيا بن هادى كيا ، نام پدرش ظاهرا صحيح نيست چه در سطر پنجم همين صفحه نام پدرش سيد يحيى كيا و در ص 191 / 11 باز سيد يحيى كياست .
193 / 8 - « به لشتنشاه به قريهء پرجا . » نام اين دهكده به فتح پ و سكون راء تلفظ مىشود . در سطر آخر همين صفحه نيز اين نام ياد شده است .
198 / سطر آخر - « تا » در ابتداى مصراع دوم زائد است زيرا وزن شعر را مختل مىكند .
203 / 1 - كارگيا مير سيد [ محمد ] صحيح است .
206 / 1 - پرهنشينان سمام به معنى سرحدنشينان و سرحدداران است كه حد سمام را محافظت مىكردهاند . پره در اصطلاح مردم كوهپايه ديلمان به معنى كومه است و همان لغتى است كه در صفحات جلگهء گيلان ، كوتام و در مازندران نپارونغار گويند .
206 / 6 - جمله بايد بدين شكل باشد : [ و ] توقع مير سيد احمد را به دو رسانيده بودند .
210 / 16 - خلابر و رستر كارگيا سيد احمد صحيح است و واو عطف پس از رستر زائد است .
در همين صفحه سطر 11 نيز واو عطف ندارد .
213 / 3 - اما چون موسم عجب بود ( ؟ ) معنى عبارت روشن نيست .
219 / 17 - « خوىگورسر كه فيما بين لشتنشاه و كوچسفان واسطه و سامان است . » اين دهكده امروز برجاى نيست و شناخته نشد .
219 / 19 - « قريهء گوركه كه لب آب سفيدرود است . » همان قريهايست كه امروز به نام « كوركا » خوانده مىشود و جزء بخش آستانه است .
225 / سطر دوم از آخر - و [ سيد محمد بن ] سيد حسين كيا صحيح است . زيرا چهار سطر بالاتر نام او به ترتيب بالا ذكر شده است .
226 / 11 - كلاهپشته غلط و صحيح آن كلاپشته به ضم كاف و پ است كه كلاپشت نيز گويند . صاحب