تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
برهان قاطع گويد جامه‌ايست كه آن را از پشم گوسفند بافند و بيشتر مردم گيلان و مازندران پوشند . 230 / 16 - اميره الدين زينك . نام و نام خانوادهء اين مرد روشن نيست . ظاهرا نامش با كلمهء دين تركيب بوده و مضاف آن از قلم افتاده است . 232 / 4 - « و نظر به سابقهء نعمت خانوادهء عظمى كند » صحيح است . 232 / 17 - « آن‌چنان‌كه شرط اعزاز بود بكردند » صحيح است . 239 / 2 - « چون كارگيا مير احمد از سمام به موضعى كه سىخوانى مىخوانند . قريب به دامن كوه فرودآمد . » تلفظ گالش اين كلمه « سه‌خونى » است . اين محل همان سياخوانى اهل قلم است كه بر سر راه هلودشت و شارسمام ( - شهر سمام ) است . 241 / 5 - به جاى « سيا حاجى محمد » شايد « سيا محمد حاجى محمد » صحيح باشد . چه در ص 170 / 9 و ص 175 / 16 ، اين نام بدين ترتيب آمده است . 241 / 14 - « و كليد قلعهء پاليسن را به دو سپرد » صحيح است . واو عطف ميان پاليسن و طالقان زائد است . 242 / 11 - ساره سران تيمجان بايد همان سانه‌سران امروزى باشد . محلى به نام « ساره‌سر » نيز در همين حوالى هست . 243 / 19 - ظاهرا « از خاطر محو خواهم كرد » صحيح است . 247 / 13 - از سمام به ولايت اشكور به ناحيهء جير ولايت به قريهء لياما آمده‌اند . لياما همان قريهء « ليماگور » به كسر لام و ياء مجهول ساكن و گور به ضم گاف و فتح واو است . يا « ليما » با ياء مجهول امروزى است كه بر ساحل راست رودخانهء پلورود بر بالاى بلندى است و قلعه‌اى مستحكم و قديمى نيز داشته است كه خرابه‌هاى آن باقى است . 251 / 5 - « و در كوچه و خيابان مدفون شدند » صحيح است . 256 / 1 - برادر هادى كيا - كارگيا حسن كيا - را خلاص دادند . صحيح است . 257 / سطر آخر - سلطان على ميرزا پسر كارگيا سلطان محمد است كه در سال 847 از مادر كه دختر كارگيا مير احمد بود بزاد . در ص 372 / 7 مؤلف نام او را ميرزا على ذكر كرده است و در ص 400 / 3 نيز در اصل ميرزا على بود كه در متن چاپى آن را تغيير
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 486 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده