داديم . چون نام پدر و ساير برادران سلطان على ميرزا با لقب سلطان تركيب است .
از اينرو ميرزا على و سلطان ميرزا على صحيح به نظر نمىرسد .
26 / 2 - « از راه سفيد گوران عازم طارم گشتند » ابتدا به « اشته » ( به ضم الف و سكون شين و كسر تاء منقوط ) . اشته و لشكرگاه دو نقطهء ييلاقى متصل به الولك در راه گردنهء « كمسار » ( به ضم كاف ) تا امروز برجاى هستند . پس از آن به مرزبان چاك و گوران دشت و توين و ماهين كه آخرى ييلاق طارم است و بعدا به اندچين و باغ شمس و لوشان رفتهاند .
26 / 12 - قريهء حرزويل با حاء حطى و خرزويل با خاء منقوط هردو صحيح است .
26 / 19 - « باغى كه موسوم است به بهرامآباد » امروز بهرامآباد دهكدهء كوچكى است .
26 / 6 - حرزويل با حاء حطى و خرزويل با خاء منقوط هردو صحيح است .
26 / 6 - « از جانب عرفا در صحراى شمدشت گردى پيدا شد . . . تحقيق كرديم كيا محمد سپه سالار و جمعىاند كه به طرف ماهين رفته بودند كه بازگشته مىآيند . » لشكريان در اين وقت در حرزويل بودهاند . دهكدهء حرزويل تا امروز برقرار است و ماهين دهكدهاى جزء دهستان طارم پائين بخش سيروان شهرستان زنجان است . اما محل عرفا و شم - دشت روشن نشد .
26 / سطر آخر - « از راه رزكوه متوجه . . . سمام شدند » رزكوه ( به كسر زاء ) كوهى است بالاى دهكدهء حرزويل و بزبره ( به ضم باء و سكون زاء و فتح باء و كسر راء ) كه به معنى گذرگاه و معبر بز است ، كوهى است بالاى سنگهرود جيرين ده عمارلوى امروزى .
26 / 10 - « از قريهء شياكه سرحد سمام است » شياهمان قريهء « شيهء » امروزى است كه نزديك ديارحان و سرحد سمام و ديلمان است .
27 / حاشيهء شمارهء 2 در گيلكى « زنپدر » به معنى « پدرزن » است .
27 / 12 - حالاتى كه بهجاى حالات كه صحيح است .
27 / 11 - والدهء كارگيا سلطان محمد روز چهارشنبهء بيست و يكم شعبان موافق دهم آذرماه قديم سنهء 859 فوت شد و در لوسن به خاك سپرده شد .
27 / 21 - امر غالب بهجاى امر عالى صحيح است . اگر نشنود به امر غالب به جواب او مشغول گردند . دو سطر بالاتر « حكم غالب » را به كار برده است .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 487
مساهمون: سيد ظهير الدين مرعشى
ص٤٨٧