فصل دوازدهم از باب هفتم در ذكر حالاتى كه در سنهء ثمان و ثمانين [ و ثمانمائه ] ( 888 ) واقع گشت و باللّه التوفيق .
چون حضرت خلافت پناهى را نسبت با اخوان كرام ، طريق عاطفت و اشفاق فوق الحد مرعى بود و در حفظ و حمايت ايشان دقيقهاى فروگذار نمىنمود و دو نفر برادران يكى سلطان حمزه و ديگرى سلطان عباس نام را كه به سن مراهق « 1 » رسيده بودند و هريكى گل نوباوهء بستان سراى سعادت و كامرانى و سرو رياض بهجت و شادكامى بودند ارادت ختنه سوركردن اشارت نمودند و در لاهجان مبارك بنياد سور و سرور كردند و اصحاب و اعيان ملك را با اخوان كرام [ خوان اكرام ] بگسترانيدند « 2 » و اصاغر و اكابر را شيلان داده ، بر مسند خلافت و متكاى سلطنت ، شعر :
نشسته به آئين كسرى و كى * فريدون صفت شاه فيروز پى
روز دوشنبهء نوزدهم صفر موافق چهاردهم مرداد ماه قديم را به اخوان كرام هديهها داده ، آن مهم را انجام فرمودند اللهم بارك لهم و لاخوانهم و اوليائهم و چون اين مهم انجام يافت ، روز دوشنبهء ششم ربيع الاول موافق سلخ مرداد ماه قديم را به جانب رانكو توجه فرمودند و شب سهشنبه به لنگرود نزول سعادت مآل فرمودند و روز مذكور به رانكو حلول اقبال واقع گشت .
و در اين سال امير بزرگ ابراهيم شاه بيگ را پادشاه يعقوب خلد سلطانه به امير عبد الكريم مازندرانى همراه كرده ، به سارى بفرستاد
هامش
( 1 ) - در اصل : مراحق
( 2 ) - در ص 457 نيز « خوان اكرام بگسترانيدند » آمده است .