تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
به حاصل آمد و كيا تاج الدين سپهسالار به ضبط مردم مخالف مشغول گشته ، بعضى را مقيد ساخته ، به ديوان اعلى فرستاد و بعضى به ياساق رسانيد . و چون لشكر تركمان تفرقه كردند حضرت اميره اسحق خلد سلطانه از زدل‌پرده‌سر معاوده فرمود و به فومن تشريف آورد و عساكر آن مملكت را رخصت شد كه هريك به وطن خود بازروند و لشكر بيه‌پيش را كه همراه بودند ، عذر خواسته روانه ساختند . و جناب سپهسالار اعظم كارگيا محمد خلد اقباله از كوه كونه عود نموده ، و به ولايت گوكه درآمده و عساكر كه در آن سرحد به محافظت مشغول بودند ، روز بدهاد چنان كه رسم است گفته ، روانه گردانيده ، خود به لاهجان تشريف فرمودند . و شمع اقبال در لگن اجلال روشن گشت و آفتاب سعادت از افق دولت طلوع نمود
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ .
در اين سال از تقدير حكيم عليم در گيلان از جانب شيروان ملخ بسيار به سواحل بحر آمدند و متفرق گشته ، به تمامى ولايت رفتند و مردم مسن نشان نمىدهند كه اين‌چنين ملخ را كسى در اين ولايت ديده باشد . چون آن به طيران درآمدى ، آفتاب جهان‌تاب را حايل مىشدند و هرجا فرو [ د ] مىآمدند از بسيارى بر بالاى يكديگر مىنشستند و بر شاخهاى درخت كه فرو [ د ] مىآمدند ، اكثر آن بود كه از ثقل آن ، شاخها برهم مىشكست و از اين سبب بسيار خرابى در مزارع واقع شد .
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ .
چون آفتاب به عقرب تحويل كرد ، از كثرت بارندگى بمردند و توده‌توده و پشته‌پشته برهم افتاده بودند و متعفن گشته بوى بد مىكردند و هم‌چنانكه به گيلان آمده بودند مجموع [ به ] ولايت دارالمرز رفتند و مردم ساحل بحر چنان تقرير كردند كه از آنجا كه طيران نموده مىآمدند بسيارى مرده در دريا افتاده بودند كه موج بحر به ساحل افكنده بود و شعرا گفته بودند ، شعر :