به موضعى كه آب گرم از قدرت بىعلت سبحانى تابع « 1 » است خيام اقبال به اوتاد اجلال محكم گشت . شب سهشنبه و چهارشنبه همانجا تشريف فرمودند . روز مذكور كوچ كرده به ولايت تنهجان به قريهء جورده كه مقام و مسكن والى آن بقعه است ، فرودآمدند . و آن سيد كه والى آن ملك است وظايف عبوديت حسب المقدور به تقديم رسانيد و شب « 2 » پنجشنبه همانجا بسر بردند .
روز مذكور عنان عزيمت به تفرج قلههاى كوه گرجى و تنهج مصروف فرموده . شب جمعه سربژم كه آبوهوا لطيف بود [ در ] خيمهء اقبال [ و ] سرادقات اجلال همانجا بسر بردند . و روز مذكور به قريهء جورده ناحيهء وسكو فرودآمدند و ديالمهء آن ديار عبوديت بجا آوردند . شب شنبه همانجا بودند . روز مذكور تخت شكور به سعادت وصول قدوم شريفه مشرف گشت . تا روز جمعهء چهاردهم جمادى الاخر موافق هفتم آبانماه قديم همانجا به كامرانى مشغول بوده ، روز شنبهء پانزدهم ماه مذكور را به ييلاق نفطچاك تشريف بردند و آن موضع را به سرادقات اجلال مزين ساختند تا روز پنجشنبهء سوم ماه رجب المرجب موافق بيستم آذرماه قديم ، همت خسروانه بر آن جازم شد كه نخجير كوه بزا بفرمايند كرد . روز مذكور سوار شده شب جمعه به قريهء رزه رود فرودآمدند و روز شنبه نخجير كوه بزا واقع شد .
همين روز به سعادت به لوسن تشريف فرمودند . روز سهشنبه هشتم رجب موافق بيست و نهم آذر ماه قديم را در سنگسهرود كه وادى پلورود است گشتى فرمودند و تفرج كردند . روز سهشنبهء ديگر كه پانزدهم رجب بود ، عزم مصمم [ شد ] كه تخت ديلمان را به قدم سعادت انتما مشرف سازند .
همچنان عنان عزيمت مصروف فرموده ، شب « 2 » چهارشنبه به لسپو فرود آمدند و همين روز مذكور به چاكرود نزول فرمودند تا روز پنجشنبهء بيست
هامش
( 1 ) - در اصل : تابع
( 2 ) - در اصل : شبى .