و چهارم رجب را همانجا تشريف داشتند . روز جمعهء بيست و پنجم را به ديلمان تشريف فرمودند و ماه صيام را همانجا به طاعات و عبادات قيام نموده ، فقرا و مساكين را به صدقات و هبات مستمال مىگردانيدند . و نماز عيد همانجا بگزاردند . روز يكشنبه بيست و دوم شوال را عازم تخت رانكو گشتند شب دوشنبه به سرليل فرودآمده روز مذكور به رانكو تشريف فرمودند و اهالى آن ولايت كمر عبوديت بر ميان بسته ، وظايف خدمات كماوجب به تقديم رسانيدند و تا ربيع الاول سنهء تسع و ثمانين [ و ثمانمائه ] به رانكو تشريف داشتند .
فصل سيزدهم از باب هفتم در ذكر سوانح حالاتى كه در سنهء تسع و ثمانين و [ ثمانمائه ] صورت وقوع پذيرفت .
رآيات فتح و نصرت قرين ، روز پنجشنبهء سيم ربيع الاخر موافق شانزدهم شهريور ماه قديم متوجه ديلمان شدند و شب جمعه به قريهء كلينادان گوكه فرودآمدند و شب شنبه به قريهء سرداسر نزول دولت واقع شد .
روز مذكور به طالع سعد به تخت ديلمان فرودآمدند . روز پنجشنبه كه رآيات ظفرپيك متوجه ديلمان بودند ، مؤلف حقير را رخصت شد كه به گرجيان برود . چون به گرجيان اتفاق افتاد ، از تنكابن خبر رسيد كه سيد امير كيا كه فرزند كارگيا محمد كياى تنكابنى بود ، از مازندران خيال فاسد به دماغ خود راه داده ، به طريق مخالفت به ولايت تنكابن درآمد .
و بعضى از مردم تنكابن كه طريق موافقت را به او مرعى داشتند ، كار - گيا مير سيد به حبس و قتل آن جماعت اقدام نمود و او منهزم گشته سراسيمه