به سمع اشرف اعلاى خلافت پناهى رسيده امر شد كه او را گرفته ، به درگاه اعلى فرستاده آيد . و سپهسالارى رحمتآباد و آن نواحى را به شوكت مآبى كيا محمد كه فرزند خلف كيا تاج الدين سپهسالار بود ، رجوع رود .
بر موجب فرمان قضا جريان ، روز جمعهء هفدهم رجب را كيا جلال الدين مقيد شد و سپهسالارى آن نواحى را به كياى مكرم رجوع رفت . چون پاسى از شب بگذشت قاصدى از هدايت مآبى رسيد كه تركمان عزم جزم كردهاند و اين است كه عازم ديلمان مباركاند .
چون اين خبر رسيد از آنجا كوچ كرده به زاويهء محمد گالش كه سر راه ديلمان است رفته ، به محافظت آن طرف اقدام رفت . چون روز شد و لشكر تركمان پيدا نشدند از آنجا به ديورود به موضعى كه مشهور است به سيدلين عساكر را فرود آورده ، به احتياط ايستاده آمد . همين روز [ از ] هدايت مآبى قاصدى رسيد كه از درگاه پادشاه ، بكاولى نزد امراى تركمان آمد كه بازگردند و بيش از اين مزاحم اوقات همايون سلاطين گيلان مشويد كه با ايشان صلح كرده ، بنابرآن لشكر تفرقه كردند . و اين صورت معروض ملازمان پايهء سرير اعلى گردانيده آمد چون اين خبر رسيد باز اعلام درگاه فلك اشتباه گردانيده موقوف اشارت شد « 1 » .
روز يكشنبه بيست و سيم رجب را اشارت رسيد كه كيا تاج الدين سپهسالار را چون ضبط ولايت رحمتآباد كه در عهدهء فرزند او بود ، فرستاده شد بايد كه عساكر نصرت آئين را به دو سپرده عايد گردى . بنابر امر اعلى همچنان به تقديم پيوست . و بعد از قطع منازل و مراحل در صحبت فضايل شعارى كمالات آثارى مولانا تاج الدين حسن بارك اللّه كه در اين فترات به صحبت او مشرف بوديم ، بيستم رجب المرجب را شرف بساط بوس
هامش
( 1 ) - در اصل : اشارت نشد رسيد .