فتوح سوى يمين و سعود سوى بسيار * سپهر پيش ركاب ، زمانه زير عنان
با لشكر گران عازم آن ديار شد . و بدين مؤلف حقير امر شد كه با جمعى از عساكر گيلان در خدمت حضرت اميره بوده ، بدان سرحد بروند . بنا بر فرمان قضا جريان ، به امر [ مطاع ] عالم مطيع اقدام نموده آمد و حضرت اميره را به موضعى كه مشهور است به سروان « 1 » كوهدم به خدمت رسيده ، به شرف بساط بوس مشرف گشته باشد . و در ركاب همايون بوده به قريهء موسىآباد جشيجان اقامت رفت . و اهالى آن ملك را طوعا و كرها به اطاعت درآورده ، عهد و مواثيق را مجدد ساخته ، متمردان و عاصيان را به سزا رسانيده آمد . و موافقان دولت قاهره [ را ] نوازش فرموده ، مستمال گردانيده آمد .
چون اميره رستم از اين حال باخبر گشت ، سر نكبت را به گريبان خذلان فرو برده ، خائبا خاسرا به سلطانيه معاودت فرموده و اين حقير در خدمت بوده باز تا موضع سروان مشايعت نموده و چون ايشان به سعادت به جانب رشت عنان عزيمت مصروف فرمودند ، اين ضعيف با عساكر نصرت آئين از آب بگذشت و كيا تاج الدين نيز از خرزويل مراجعت نمود ، و حقير از راه شيمرود متوجه پايهء سرير سلطنت مصير شد . و بعد از قطع منازل و مراحل به چاكرود به شرف زمين بوس مستسعد گشته آمد .
بر مزاج مبارك خدام حضرت اعلى سلطانى ، اندك انحراف را ملاحظه رفت و از اين سبب شاهزادهء خلافت پناه ، سلطان على ميرزا از ديلمان ، به چاكرود تشريف فرمودند و بر خاطر « 2 » خواص و عوام ملالت بسيار واقع شد و سال اثنى و ثمانين [ و ثمانمائه ] به آخر رسيد . والسلام .
هامش
( 1 ) - همان سراوان امروزى است .
( 2 ) - در اصل : خواطر