تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
و اميره ساسان شفتى كه برادرزادهء اميره سعيد بود ، به تخت شفت به سلطنت منصوب ساختند و اهالى شفت ، مجموع به خشوع و خضوع درآمده ، مطيع و منقاد امر اعلى گشتند ، و چون اميره سعيد شفتى در كوه طوالش بود ، اميره حسام الدين سپهسالار با سپهبد فومن ، بهادر بن حاجى محمد ، متوجه اخراج او شد .

فصل پنجم از باب هفتم در ذكر تاختن عساكر ديلمستان بر اميره انوز و انهزام او و ملاقات كردن سپهسالاران عظام در كوه شفت و معاودت نمودن .

چون كيا تاج الدّين سپهسالار متوجه دفع اميره انوز شد ، در كوه جشيجان كه از ناحيهء كوهستان طوالش كوهدم است ، به اميره انوز رسيد و برو هجوم نمود . چون قبل از رسيدن عساكر منصوره انوز را خبر دادند ، فرار نمود و به صدهزار حيله خود را به ولايت طارم انداخت . و جمعى از موافقان او قريب صد نفر كمابيش مقيد و دستگير گشتند و چند نفرى به قتل آمدند و آنها را دست و گردن بسته ، به دار السلطنهء ديلمان آوردند .
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
و چون معلوم كردند كه اميره سعيد شفتى با جمعى از مخاذيل ، هنوز ثبات قدم نموده ، در طوالش مىگردد ، لشكر ديلم را ايلغار نموده ، بر او تاختند . چون سعيد شفتى شقى شده بود ، فرار نموده ، خود را به ولايت طارم رسانيد و ديالمه به نهب و تاراج اهالى آن ملك اقدام نمودند و بسيارى گاو و گوسفند و اسب و استر بدست آورده ، سالم و غانم باز گشتند . و چون معاودت نمودند ، با اميره حسام الدّين سپهسالار و بهادر
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 405 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده