چون چنين [ امر ] صورت نفاذ يافت و سرداران عظام پاى دولت به ركاب سعادت درآوردند و هريكى از جانبى كه امر شده بود روان گشتند اميره حسام الدين سپهسالار ، چون به كوچسفان نزول نمود و كياى مكرم كيا تاج الدين از رحمتآباد به اتفاق اميره سالار كوهدمى از آب بگذشتند و اين خبر به اميره انوز و به تجاسپ موضوع رسيد ، در رشت مجال اقامت نداشتند و زهرهء آن هم نبود كه از راه كوهدم عود نمايند ، فلهذا قرار بر فرار داده ، از راه شفت متوجه ناحيهء ورزل شدند . و اميره سعيد شفتى با ايشان ملاقات نكرد و در مقابل لشكر فومن بازاستاد . و اميره جمال الدين احمد و سيد معظم على كيا در ركاب همايون اميره اسحق بوده ، متوجهء تسخير شفت بودند .
چون خبر گريختن اميره انوز به سپهسالاران مذكور رسيد ، اميره حسام الدين از راه راست متوجه رشت شد و كيا تاج الدين از راه ننك با مردان جنگى در عقب براند . چون بدان برگشته بختان نرسيدند ، اميره - حسام الدين يك روز پيشتر به عساكر نصرت مآثر فومن ملحق گشت و به اتفاق بر اميره سعيد شفتى تاختند . چون بنات النعش ، اجتماع ايشان را به افتراق مبدل ساختند . اما دو سه نفرى از عساكر رانكو در آن محاربه به قتل آمدند و چند نفر مجروح گشتند و اميره سعيد منهزم گشته ، به كوه طوالش شفت رفت و كيا تاج الدين سپهسالار با دو ديلم نامدار در عقب رسيد و اقامت ننموده ، به دنبال انوز برفت ، و حضرت اميره اسحق با امير جمال الدين احمد و سيد على كيا و امرا و اركان دولت فومن به گوراب شفت نزول اجلال و حلول اقبال نمودند و زمانه اين ترانه مىگفت . بيت :
متابعند ترا چون سپهر خرد و بزرگ * مسخرند ترا چون زمانه پير و جوان