در حضور سيد ظهير الدين صلح كردند و سيد ظهير الدين در اوايل رمضان سال 868 از ملك اسكندر خداحافظى كرد و به گيلان بازگشت . « 1 »
پنجشنبه هفتم ذىالحجهء سال 870 ، سيد ظهير الدين و جمال الدين بن نظام الدين يحيى به عنوان رسالت به رستمدار حركت كردند . يك شب در جورسى و يك شب در كلاشم ماندند و روز يكشنبه هجدهم ذى الحجه به خدمت ملك اسكندر رسيدند .
چهار شب مهمان او بودند و سپس روز پنجشنبه بيستودوم ذى الحجه در قلعهء نور به خدمت ملك كاوس رسيدند . سه شب مهمان او بودند . قرار بر اين شد كه ملك اسكندر به قلعهء اسپىروز رود و ملك كاوس به قلعهء كجور آيد تا يكديگر را ملاقات كنند .
ملك اسكندر و سيد ظهير الدين به قريهء چناربن آمدند . سپس سيد ظهير الدين به كجور رفت و ملك كاوس را با خود بياورد . روز يكشنبه غرهء محرم سنه 871 دو برادر در چاهسر ملاقات كردند . پس از ملاقات ، ملك كاوس به كجور رفت و ملك اسكندر به قلعهء اسپىروز آمد . سيد ظهير الدين قصد بازگشت داشت . ملك كاوس او را به نور دعوت كرد . سيد ظهير الدين به خدمت او رفت . پس از مهمانى ، سيد ظهير الدين را به صحراى لار به شكار بردند . پس از آن فرزند خود - ملك شهرخ - را همراه سيد ظهير الدين كرد و يك شب در لواسان او را مهمان كردند .
سيد ظهير الدين از لواسان به طالقان رفت و در لاوندان سفلى به خدمت كارگيا سلطان محمد رسيد ، چه سلطان براى شكار بدين نواحى آمده بود . سيد ظهير الدين در خدمت سلطان به صحراى سوقبلاغ و ولايت لمسر و قريهء بارين و اعلىتل و باز به رودبار لمسر به قريهء شهرستان و سپس به تخت سمام ديلمان رفت . « 2 »
روز پنجشنبه پانزدهم ذى القعدهء سال 871 ، سيد ظهير الدين مأمور شد كه با صد تن سوار و پياده و كارگيا امير سيد و جمعى از سادات و فقها ، براى تسليت فوت ملك كاوس ، نزد فرزندان او و برادرش - ملك اسكندر - برود . اينان از طالقان به راه افتادند و روز يكشنبه بيستوپنجم ذى القعده در قريهء چناربن به خدمت ملك اسكندر رسيدند . شب دوشنبه را همانجا بماندند و شب سهشنبه ، به قريهء صالحان ، به زيارت
هامش
( 1 ) - تاريخ گيلان ص 312 - 316 .
( 2 ) - تاريخ گيلان ص 320 - 323 .