تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 49

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٤٩
از رسيدن به محافظت شهر پرداخت . پس از رسيدن مأموران سلطان ابو سعيد ، سيد ظهير الدين روز سه‌شنبه هشتم ذوالقعده لشكر را مرخص كرد و خود به خدمت سلطان رفت « 1 » . در سال 873 سيد ظهير الدين سپه‌سالارى لشكريان لمسر را داشت . باز اهالى قزوين از او يارى خواستند . او نيز به كمك ايشان شتافت « 2 » . هنگامى كه سيد ظهير الدين در قزوين بود ، به او دستور رسيد كه قزوين را به سپه‌سالار طالقان - كيا نام‌آور ديلمى - بسپارد و خود براى ضبط ولايت طارم رود . سيد ظهير الدين از قزوين به پاى قلعهء اندچين رفت . قلعهء اندچين در دست مير زين العابدين طارمى بود و ولايت طارم را نيز با حكم حسن بيك تركمان در دست داشت . چون طارم به حكم سلطان وقت در تصرف او بود ، سيد ظهير الدين به دهكدهء اركان رفت و منتظر دستور سلطان محمد شد . شب پانزدهم شعبان ، مير ابراهيم بن كجى شيخ حسن با لشكريان تركمان به سپاه گيلان زدند و چند نفرى را به قتل آوردند . سيد ظهير الدين فرداى آن روز به قريهء نيرك رفت و مير ابراهيم را از طارم بيرون راند و خود كنار سفيدرود اقامت كرد . خبر رسيد كه تركمان دوباره به طارم درآمدند ، چون دستور ايستادگى نداشت ، از پل باغ‌شمس به پاكده آمد و جمعى از لشكريان را به سردارى اسوار نامى براى شبيخون به ميرابراهيم برگزيد . ايشان لشكريان مير ابراهيم را تارومار كردند و صد و ده نفر را دستگير كرده ، به پاكده آوردند . سيد ظهير الدين اينان را به درگاه سلطان محمد فرستاد « 3 » . در اين ميان اميره رستم كوهدمى سر به شورش برداشت . اميره علاء الدين فومنى با لشكر بيه‌پس به طرف كوهدم رفت . فرخ‌زاد سپه‌سالار ، عساكر گيل و ديلم را بدانجا برد . سيد ظهير الدين مأمور شد كه به طرف كوه كونه و رحمت‌آباد رفته ، و در دفع اميره رستم بكوشد . سيد ظهير الدين به فرخ‌زاد رسيد و در خرمه دشت
هامش
( 1 ) - تاريخ گيلان ص 332 - 334 . ( 2 ) - تاريخ گيلان ص 337 . ( 3 ) - تاريخ گيلان ص 338 - 344 .