چون به وثاق خاص نزول فرمودند ، به انواع ، شربتها كشيدند و طويها به تقديم رسانيدند و جام مسرت و شادكامى را نوش كردند و به فرح و سرور و به عيش و حبور اقدام نمودند . شب دوشنبه « 1 » همانجا تشريف داشتند و روز دوشنبه كارگيا يحيى جان را به خلعت پادشاهانه و جامههاى خسروانه مفتخر و سربلند ساختند و نواكر و خدام او را فراخور حال انعامات فرمودند و جهت حرم او كه همشيره حضرت شاهزاده بود هم جامههاى نفيس و قماشهاى گرانبها بفرستادند و جهت والدهء محترمه عفيفهاش كه خالهء حضرت سلطانى بود ، هم به انواع ، تكلفات و هبات و عطيات نموده ، سوار شدند و كارگيا يحيى جان نيز اسب و باز پيشكش كرده و خدمات پسنديده به تقديم رسانيد و اركان دولت و شاهزادهها را به انواع ، عذرها بخواست و به مشايعت اقدام نمود . حضرت اعلى سلطانى به باغ موضعى كه مشهور است به بادشت « 2 » مضرب خيام اقبال ساختند . روز سهشنبه به تفرج كشتى ، ديوان بياراستند و زورگران زبردست هربقعه آنجا جمع شدند و كارگيا يحيى جان را نيز طلبيدند و تفرج لطيف فرمودند . روز چهارشنبه كارگيا يحيى جان را عذر خواسته روان ساختند و خود در آن مقام بسر بردند . روز پنجشنبه از آن مقام كوچ كرده به قريهء حسنآباد فرودآمد .
روز جمعهء بيستم رجب المرجب را كه موافق بيست دوم اسفنديار ماه قديم آفتاب جهانتاب در بيست و پنج درجهء عقرب بوده ، به هشتبر مبارك تشريف دادند و به عيش و عشرت مشغول گشتند . و چون روز نوروز كه اول فروردين ماه قديم است ، نزول سعادت نمود ، طوى عظيم با اعيان و اشراف لمسر دادند و عيشها كردند تا شب يكشنبه سيزدهم شعبان المعظم موافق
هامش
( 1 ) - در اصل : شبى دوشنبه .
( 2 ) - هنوز اهالى با دشت مىگويند نام اين محل باغ دشت است و باغ بهشت حسن صباح اينجا بوده است .