تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
عقل چه داند كه در اين راز چيست * وين همه آوازه و آواز چيست
بندهء بيچاره در سعادت دنيا نزد جمهور مجبور است نه مختار و مضمون السّعيد من سعد « 1 » فى بطن امّه و الشّقى « 2 » من شقى فى بطن امّه مفسر اين معنى است .
حكم قضا را به قضا باز هل * كار خدا را به خدا باز هل
و نيز گفته‌اند . بيت :
اختيارى نيست او را اختيار از وى مپرس * اختيار جمله پيش من يجيب المضطر است
و نكتهء لطيفى ديگر به خاطر آمد ننوشتن آن حيف مىنمود معذور فرمايند . بيت :
پالا نگرى بغايت خود * بهتر ز كلاه دوزى بد
چون از اطوار اميره دباج بن علاء الدين مرحوم ياس كلى به حاصل آمد و از آنجا به معمورهء رشت اتفاق افتاد ، به خدمت اميره اسحق رسيده شد . هرچند در صغر سن بود ، اما از ناصيهء مباركش نور دولت مىتافت و از افعال و اقوالش استشمام سعادت دوجهانى كرده مىآمد . بيت :
در صغر سن و زمان صبى * بود در آئينهء بختش صفا
او را از جانب حضرت ، بسيار مستمال ساخته آمد و او نيز از آنچه از شومى اميره رستم و انوز در رشت رفته بود ، انفعال داشت و نواب
هامش
( 1 ) - در اصل : سعيد . ( 2 ) - در اصل : شقى .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 378 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده