تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
بفرستند توقف واقع شد . و اميره رستم صورت حال را معروض امراى ديوان اعلى گردانيده كه حضرت اعلى سلطانى قاضى فتح اللّه را موقوف داشته‌اند و در تمشيت مهام بيه‌پس مشغولند ، تا بر طبق ارادت خود انجام نمايند . و با جزوياتى كه نه لايق باشد شريعت مآبى را روانه گردانند . از اين سبب غبارى بر مرآة ضمير صاحب قران زمان فرونشست و حكم مجددى براى رستم نبشتند كه ايالت بيه‌پس را به تو رجوع رفت . رستم مذكور بر فحواى قول شيطان رجيم كه
فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
در اغواى مردم رشت آنچه ممكن بود بكوشيد و آن جماعت را فريب داده ، به نوعى از جادهء متابعت حضرت اعلى سلطانى بگردانيد كه بيش از آن متصور نبود . چون اين خبر به سمع سپهسالار معظم جمال الدّين احمد رسيد ، اعلام به پايهء سرير اعلى لاهجان گردانيد . حضرت شاهزاده اشارت فرمودند كه در سردارى و سپهسالارى اول احتياط و حزم است كه ناگاه سهوى و غلطى بر لشكر واقع نشود . چون از غاوى گشتن مردم رشت معلوم شد بايد كه به احتياط تمام لشكر را از ننك به كوچسفان نقل رود ، تا بعد از آن ببينيم كه صلاح چيست . جمال الدّين احمد نيز لشكر كه همراه او بودند برداشته متوجه كوچسفان شد . چون خواست كه از آنجا بيرون آيد اوباش و اراذل چند در سر راهها به تيراندازى مشغول گشتند و چند نفرى از عساكر منصوره را مجروح ساختند . اما به سلامت به كوچسفان آمدند . در همان روز مردم رشت خروج عام نموده بر سيّد على كيا و لشكر [ ى ] كه آنجا بودند دست برآوردند .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 369 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده