تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
بايد به رستمدار رفتن و آن آتش فتنه را به آب حلم فرونشاندن و اگر صلح ميسر نشود هركس كه نسبت با ملك معظم در مقام عناد باشد ، به صلاح - ديد ملك به جواب آن اشتغال نمايند . چون امر چنين به نفاذ پيوست ، روز پنجشنبه سلخ ربيع الاول سنهء ثمانين مذكور با يكهزار مرد آراسته به صوب تخت‌رويان توجه رفت . بعد از چهارده روز كه لشكر مذكور به تمامت به طالقان جمع گشتند ، از النگ لاوندان سفلى به قريهء جوزستان نزول واقع شد . دو شب آنجا توقف رفت و از آنجا به قريهء پاته [ مكث شد و بعد ] به قريهء ديزان « 1 » يك شب استاده آمد . روز ديگر به ييلاق پيازچال نزول شد . روز شنبهء بيست و سوم ربيع الاخر از آن قلهء منيع و جبل رفيع به صعوبت تمام لشكر را گذرانيده آمد و آن كوه واقعا كوهى است بغايت پربرف در دامن كوه برور واقع و در آن موسم كه اوايل سرطان بود ، چون هوا صاف مىشد ، همه شب يخ مىافتاد و بر موضعى بر طرف شمالى آن قله برف بسيار جمع شده ، توده‌توده ، پشته‌پشته گشته ، برهم بسته يخ گشته است . و گوئيا هرگز در آن برف ، گداختن نبوده است و نخواهد بود و آب كه از آن قلهء كوه به طرف شمال جارى است تا دو فرسخ راه بر بالاى آن آب طاقهاى محكم از برف و يخ بسته نهاده است كه آب از پشت آن طاقها جارى است و مردم در اكثر مواضع بر بالاى آن طاق تردد مىنمايند . از قدرت كاملهء حضرت بىچون و چگونه ، از اينها بديع و عجيب نيست . اما چون در ساير مواضع كوهستان طبرستان بدان منوال را مشاهده نرفته است
هامش
( 1 ) - در اين مسير دهكده‌اى به نام « پاته » امروز وجود ندارد . اين راه از تنگهء ديزان و خيكان و پراچان به گردنهء هزارچم مىرود . و از تنگهء ناريان به شير بشم و آب گرم دوهزار و درجان يا از راهى ديگر به انگران و دزبن در راه چالوس مىتوان رفت .