كارگيا امير كياى گوكه در آن حين به ايالت گوكه مفوض بود ، با لشكر آن ديار همراه باشد .
روز دوشنبه سيزدهم جمادى الاول سنهء تسع و سبعين و ثمانمائه را مؤلف ضعيف وداع كرده ، از لوسن متوجه آن مهم گشت و روز پنجشنبه بيست و دوم ربيع الاول را بعد از قطع منازل و مراحل به ناحيهء خمام من نواحى معمورهء رشت نزول واقع گشت . چون لشكر بيهپس جمع نشده بود تا روز شنبهء غره جمادى الاخر را آنجا توقف رفت . روز مذكور لشكر بيهپس مهيا گشتند . از آنجا كوچ كرده ساحل بحر ، قريب به كنار آب انزلى فرودآمدند . على الصباح را لشكر بيهپس كه حشر لشكر بيهپيش بودند ، از آب بگذشتند و بعد از آن قريب به نماز عصر لشكر بيهپيش را نيز گذرانيده آمده و به موضعى كه مشهور است به ترى - درى سر از موضع گسكر اقامت رفت و از آنجا روز ديگر به روهسر گسكر اتفاق افتاد و آنجا به سبب رسيدن اخبار طوالش آستارا كه لشكر آن جماعت جمع گشتهاند يا نه ، چهار شب اقامت رفت . چون خبرى به تحقيق معلوم نشد ، از حضرت اميرهء بزرگ مقدار امر شد كه به تعجيل خود را به خلخال رسانند كه خلخال به تصرف امير مكرم امير حاجى [ بيگ ] پياده مىباشد .
بنابر امر ايشان كه از جانب حضرت اعلى مأمور بر آن بود كه به هرچه از آنجا اشاره شود ، اطاعت رود ، كوچ كرده به موضعى كه كتيك داربنه مىخوانند لشكرگاه كرده شد . و روز ديگر به قريهء خشما - نادان نزول واقع گشت . چون باران عظيم و سيول محكم واقع شد و جداول صغيره هريك چون جيحون شده بودند ، دو شب آنجا اقامت رفت . و از آنجا به خواجهگرى به موضعى كه آن جماعت گيلانه ريگ
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 354
مساهمون: سيد ظهير الدين مرعشى
ص٣٥٤