تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 41

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٤١
پنجشنبه سلخ جمادى الاخر سپه‌سالار فرخ‌زاد بن دباج پس از بازديد لشكريان در گوراب سفلاى رانكو به طرف رشت به راه افتاد و در گوراب لاهجان با سپه‌سالار نظام‌الدين يحيى ملاقات كرد و به طرف كيسم حركت كردند و شب را در آنجا ماندند . روز چهارشنبه ششم رجب به كنار سفيدرود آمدند . سيد ظهير الدين لشكريان خود را از آب با كشتى گذرانده و آن طرف آب شب را به روز آورد . فردا صبح لشكريان فرخ‌زاد از آب گذشت و دوشنبه يازدهم رجب پس از پنج روز نظام الدين يحيى با لشكريان لاهجان از آب گذشتند . پس از جنگ ، كار به نفع سپاهيان بيه‌پيش گيلان تمام شد « 1 » . در سال 865 براى بار دوم سيد ظهير الدين به كجور رفت ، زيرا ملك كاوس با ملك اسكندر باز مخالفت مىكرد و ملك اسكندر باز دست يارى به طرف كارگيا سلطان محمد دراز كرد . سلطان محمد ، هزار نفر از لشكر گيل و ديلم به سركردگى سيد ظهير الدين به طرف رستمدار فرستاد . سيد ظهير الدين روز سه - شنبه هفدهم شوال حركت كرد و چهارشنبهء بيست‌وپنجم شوال به درگاه ملك - اسكندر رسيد . ملك كاوس حكم جهانشاه قراقوينلو را فرستاد و گفت كه بر مصداق اين حكم بايد كار كرد و متعهد شد كه با برادرش ملك اسكندر طريق ملايمت و موافقت پيش گيرد . ملك اسكندر صلاح ديد كه اين بار صلح كنند . سيد ظهير الدين با لشكريانش بازگشتند و از راه كلارستاق به ولايت تنكابن به دهكدهء لنگا رسيدند « 2 » در اينجا به دستور كارگيا محمد كياى تنكابنى - والى تنكابن - كه خبردار شده بود ، اميره محمد رشتى باز سر به طغيان برداشته است مأمور دفع اميره محمد شد . سيد ظهير الدين از فرضهء شيه‌رود به ولايت سياهكله‌رود به دهكدهء چاخوانىسر كه محل زندگى او بود رسيد و از آنجا به رانكو رفت . در رانكو خبردار شد كه لشكريان گيل و ديلم ، براى دفع اميره محمد رشتى ، پاره‌اى از آب سفيدرود گذشته و بازماندهء آنها نيز مشغول گذشتن هستند . سيد ظهير الدين به
هامش
( 1 ) - تاريخ گيلان ص 290 . ( 2 ) - تاريخ گيلان ص 296 و 297 .