در آنجا بماند . در اين روز با نظر ملك اسكندر بن ملك كيومرس به پاى قلعهء نور آمد تا با ملك جهانگير بن ملك كاوس كه در قلعه بود ، دست و پنجهاى نرم كنند . قلعهنشينان بيرون آمدند و به جنگ پرداختند . سپاهيان رستمدار كه در صفوف مقدم بودند ، به زخم تير از پاى درآمدند و عقبنشينى كردند . سيد ظهير الدين شصت تن از تيرافگنان تنكابن را به مقابله بازداشت . اينان به زخم ناوك سپاهيان را شكست دادند ، شكستخوردگان به قلعه رفتند و در را بستند . سيد ظهير الدين ، به دنبال ايشان تا در قلعه رفت و نيزه به دروازهء قلعه رسانيد . چند چوبه تير بر اسب او زدند ولى هيچيك كارگر نشد .
ملك اسكندر محاصرهء قلعه را صلاح ندانست . لشكريان رستمدار و گيلان ، به باغ نو كه ملك كاوس ساخته بود ، فرودآمدند و باغ را يكسره از ميان بردند . سيد ظهير الدين از آنجا حركت كرد و پس از گذشتن از دهكدهء چل « 1 » و باغ سرخكمر و دهكدهء تاكر « 2 » ، روز سهشنبه يازدهم رجب به ناحيهء ترتيه رستاق « 3 » رسيد و چهار شب در آنجا بماند .
در اينجا خبر رسيد كه ملك كاوس ، از لواسان به دماوند رفته است و مىخواهد به لارجان بتازد . چون ماه قوس بود و هوا سخت سرد شده بود ، قرار شد سيد ظهير الدين با جمعى به مقابلهء او رود و ملك اسكندر بر سر لشكريان بماند « 4 » .
خبر آوردند كه ملك كاوس در پاى قلعهء گلخندان در دهكدهء اره است .
سيد ظهير الدين سيصد تن از يلان گيل و ديلم و گرجى و تنكابن را برگزيد و روز چهارشنبه نوزدهم رجب پس از نماز عصر زيديه ، از ترتيه رستاق حركت كرد .
نماز شام در نمارستاق رسيد . دستور داد تا لشكريان ، پس از طلوع صبح صادق ، در باغى پاى قلعهء لوندر پنهان شوند ، تا مردم لارجان ايشان را نبينند و به ملك كاوس خبر نرسانند .
چون شب درآمد ، از اين باغ به دهكدهء پلور ، به خانقاهى كه در آنجاست توقف كردند . پس از گرم كردن دست و پا ، شبانه از بژمموشا عبور كردند و
هامش
( 1 ) - به كسر چ .
( 2 ) - به ضم كاف .
( 3 ) - امروز تتهرستاق گويند .
( 4 ) - تاريخ گيلان ص 279 و 283 .