لشكريان كه در كنار رودخانهء شاهرود حركت مىكردند ، پيش رود تا در دهكدهء خرزويل به ناصر كيا پيوندد . « 1 »
سيد ظهير الدين ، اطاعت امر را گردن نهاد و پس از رسيدن به خرزويل همراه كارگيا ناصر كيا شد و در تحريق و تخريب ولايت طارم شركت داشت و سپس از راه رزكوه به بزبره و ديلمان و از آنجا به دهكدهء شيا و سمام رفت « 2 » .
در سال 859 كه ملك اسكندر و ملك كاوس - فرزندان ملك كيومرس - بر سر حدود املاك با هم اختلاف پيدا كردند و كار ايشان به مخاصمه كشيد ، ملك كاوس به سلاطين قراقوينلو متوسل شد و با حكم جهانشاه بن قرايوسف ( 841 - 872 ) از راه سمنان به نور رودبار آمد و بر ملك اسكندر كه در كجور بود تاخت . ملك اسكندر تاب مقاومت نداشت ، بگريخت و به كلارستان آمد . ملك كاوس باز او را دنبال كرد .
ملك اسكندر به گيلان به ناحيهء سياهكلهرود درآمد و به خانهء سيد ظهير الدين كه سرحددار سياهكلهرود بود وارد شد .
سيد ظهير الدين ماوقع را به كارگيا سلطان محمد نوشت . سلطان محمد لشكر تنكابن را به سردارى كارگيا يحيىكيا بن محمد كياى تنكابنى با ملك اسكندر بفرستاد و گفت كه لشكر ما از دنبال همراه سيد ظهير الدين خواهد رسيد « 3 » . پس از ترتيب و تنظيم لشكريان ، سيد ظهير الدين روز پنجشنبه هشتم جمادى الاخر سنهء 860 از سياهكلهرود به راه افتاد و پس از گذشتن از شيهرود ، لنگا ، سمنگان ، آباندانك ، ميسر ، در صحراى لاشهلزور با ملك اسكندر و كارگيا يحيى كياى تنكابنى ملاقات كرد . يك شب در كجور مهمان او بود و فرداى آن روز پس از صفآرائى از كجور به نيتل آمد .
ملك كاوس خبردار شد ، از نور به عزم قلعهء لواسان بگريخت . سيد ظهير الدين به قلعهء نور آمد و تا قريهء يالو به دنبال ملك كاوس برفت . چون دانست كه ملك كاوس از نور بيرون رفته است ، از آنجا بازگشت و به قريهء كمر « 4 » ، به خانهء فرزندان ملك اسكندر بن ملك بيستون كه برادر ملك كيومرس بود ، وارد شد و تا روز جمعهء هفتم رجب
هامش
( 1 ) - تاريخ گيلان سيد ظهير الدين ص 261 .
( 2 ) - تاريخ گيلان سيد ظهير الدين ص 262 و 263 .
( 3 ) - تاريخ گيلان 279 و 280 .
( 4 ) - به ضم كاف و ميم . از دهكدههاى كمررود نور است .