بر ملك كاوس تاختند .
جاسوسان ملك كاوس از قلعهء نور خبر به دو رسانده بودند و او به طرف فيروز - كوه گريخته بود « 1 » چون اجتماع ايشان به پراكندگى گرائيد ، سيد ظهير الدين از همين راه بازگشت به دو سه منزل به نمارستاق آمد و از آنجا به سه منزل به كجور رسيد و به خدمت ملك اسكندر آمد .
ملك اسكندر گفت كه اهالى ترتيه رستاق بر ما وقعى نگذاشتند و مال و مواشى خود را به طرف ولايت آمل بردند . اگر صلاح باشد بر ايشان بتازيم و دستبردى زنيم . سيد ظهير الدين فكر او را پسنديد و يكشنبه سلخ رجب « 2 » ، نماز عصر ، از كجور سوار شدند . و صبح دوشنبه بر ايشان تاختند و مواشى و اجناس زياد به دست لشكريان ايشان افتاد .
سيد ظهير الدين با لشكريانش از ترتيه رستاق حركت كرد و پس از توقف در النگايتا ، روز سهشنبه به دهكدهء اميره منكاس كجور آمد . روز چهارشنبه سيم شعبان از راه كنگلآبرجه به رودبار علياى نور رفت و روز پنجشنبه چهارم به ميناك رسيد . اما مردم اين دهكده بيرون رفته و اسباب و لوازم خود را به در برده بودند و چيزى به دست لشكريان نيفتاد « 3 » .
روز دوشنبهء هشتم شعبان ، سيد ظهير الدين به كجور آمد ، در حالى كه لشكر طالقان را از رودبار علياى نور مرخص كرده بود و لشكر تنكابن را وقتى به كجور رسيدند ، اجازهء رفتن داد و خود با لشكر گيل و ديلم در كجور بماند تا دستور چه رسد .
پس از رسيدن دستور كارگيا سلطان محمد ، روز يكشنبهء بيست و نهم شعبان ، سيد ظهير الدين از كجور حركت كرد و به درگاه سلطان آمد « 4 » .
در سال 863 كه ميان كارگيا سلطان محمد و اميره محمد رشتى اختلافى پيدا شد و كار به منازعه كشيد ، باز چهرهء سيد ظهير الدين نمودار مىشود . روز
هامش
( 1 ) - تاريخ گيلان ص 284 .
( 2 ) - يكشنبه سلخ شعبان است نه رجب .
( 3 ) - تاريخ گيلان ص 285 .
( 4 ) - تاريخ گيلان ص 286 .