تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
از لشكر گيل و ديلم بعضى را به سردارى جمال الدين احمد بن نظام الدين كارگيا يحيى المرحوم به مدد حضرت اميره علاء الدين روانه گردانيد . اميره علاء الدين مرحوم صلاح چنان ديد كه جمال الدين احمد بن فقيه حسن را كه سپهسالار رانكو بود ، با لشكر رانكو به سرحد كوهدم به قريهء ننك بفرستد . همچنان بفرستادند ، تا محافظت آن سرحد نمايد . انوز بر ايشان هجوم نمود و حرب كرد . بعضى از عساكر نصرت مآثر مجروح و مقتول گشتند . اما هزيمت بر انوز افتاد و جمعى از مردم كوهدم دستگير گشتند و صد نفرى به قتل آمدند و انوز پراكنده حال و برگشته روزگار به كوهدم رفت و آنجا بازاستاد . اميره علاء الدين متوجه كوهدم گشت و جمال الدين كارگيا احمد نيز با لشكر روپيش گيلان در خدمت بوده ، بر انوز تاختند و او را از كوهدم بيرون انداختند و جهت آن ملك داروغه‌اى تعيين نموده عود فرمودند و چون طرف آن ولايت « 1 » از معسكر ظفر پيكر مسدود و محفوظ شده بود و اميره فلك الدين و اميره بهادر را گريختن و از آن مهالك بيرون رفتن ميسر نشد ، بالضرورة از جمال الدين احمد سپهسالار امان طلبيده ، به لاهجان درآمدند . چون اين خبر به حضرت سلطانى رسيد ، بفرمود تا ايشان را به جائى لايق فرود آورده ، ضيافت كردند . و از آنجا به رانكو نقل كرده ، صورت حال را به اميره علاء الدين بازنمودند . و چون فيما بين ايشان عهد و ميثاق مؤكد گشته و اميره علاء الدين به حبس ايشان ارادت نمود و اگر محبوس نمىساختند مظنهء آن بود كه اميره علاء الدين خائف گشته ، طريق مخالفت درپيش گيرد . فلهذا ايشان را بفرمودند تا بند برنهادند و محبوس ساختند و نوكران را دست و گردن بسته به فومن فرستادند . شعر :
هامش
( 1 ) - شايد : آن‌طرف ولايت .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 348 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده