تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
زياده شده بود . و امير فرخ‌زاد جمعى از لشكرى كه در تابين او بودند در آب راند . چون آب بسيار بود پنج شش نفر غرق گشتند و نتوانستند گذشتن . بازگشتند و فرودآمدند . روز ديگر مؤلف حقير به بومدانى شخصى آنجائى با لشكر لمسر از آب بگذشت و امير فرخ‌زاد نيز از آن ممر عبور نمود و بر اميره رستم تاختيم ، او را مجال اقامت نبود . فرار نموده ، به جانب طارم رفت . و حضرت اميره علاء الدين در همان روز بدانجا تشريف فرمودند . چون به شرف بساط بوسى حضرت اميره مشرف گشته آمد ، مشورت بر آن قرار گرفت كه در عقب خصم بدكيش دوانيده آيد . بر همان موجب اقدام رفت و واقعا روزى از آن گرم‌تر نبود و در راه آب يافت نمىشد . بسيار از مردم پياده در راه ماندند و شب هنگام به لشكرگاه رسيدند . اما فردى تلف نشد و به موضعى كه خوش است نام دارد و ييلاق آن ولايت است رسيدند و فرودآمدند . و رستم و فرزندان به ولايت طارم ملتجى گشتند . روزى ديگر به سرحد طارم ، به قريهء علىآباد نزول اجلال فرمودند و يك شب آنجا بودند . چون تحقيق شد كه اميره رستم به قلعهء طارم رفت و آنجا رفتن متعذر بود ، بازگشتند . و لشكر را تفرقه كردند و آن‌طرف آب را از ولايت كوهدم حضرت اميره علاء الدين داروغه‌اى تعيين فرمود و خود تصرف كرد . و اين طرف آب را حضرت اعلى سلطانى سپهسالار و سردارى را بفرستاد و ضبط نمود و اهالى آن ملك را به انواع ، نوازش‌ها نمودند و به كمر و خلعت و اسب مفتخر ساختند و آن جماعت مطيع امر همايون گشتند .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 346 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده