تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
نفر از لشكريان ديلمان و شكور به قتل آمدند و پنج نفر از آن مخاذيل هم مقتول گشتند و سه نفر دستگير شدند و آنها را نيز به قتل آورده شد . اما عساكر نصرت شعار از مقام خود يك قدم باز پس ننهادند و هريكى به موضع خود بازاستادند و اعادى مخذوله فرار نمودند و در عقب ايشان چون در آن شب رفتن دور از حزم و طريق سردارى بود ، نرفتيم . چون روز شد آنها كه از عساكر نصرت پيكر ، درجهء شهادت يافته بودند ، دفن كرده شد و زخميان را هركه پيكان داشت فرموده شد تا بيرون آوردند و به مراهم « 1 » مداوا كردند و آنها را كه جراحت سخت بود بيرون فرستاده شد و همان روز همانجا توقف رفت . روز ديگر از آنجا كوچ كرده به قريهء نيرك كه از قراى معتبرهء طارم علياست و نشان مىدادند كه مير ابراهيم آنجا اقامت دارد ، روانه گشته آمد . چون ايشان را زهره و ياراى آن نبود كه آنجا اقامت نمايند ، دو سه نفر زخمى كه آنجا مرده بودند دفن كردند و بدررفتند و به جاهاى استوار ملتجى شدند . و در عقب الوس و احشام كه با او همراه بودند و با او موافقت مىكردند تاخته آمد و مال و مواشى بسيار به دست لشكر افتاد . و آن زمان چون هنگام زائيدن گوسفندان بود و چهارپا را نتايج به حاصل آمده ، كوچك بودند چنان كه لايق خوردن نبودند ، مگر اندك ، بايد كه در آن روز دو سه هزار گوسفند و بز در شيب سم اسپان مرده باشند و رؤساى چگنى و التون‌كشى و مثل هذا را دستگير كردند و قريب پنجاه نفر از آن جماعت محبوس شدند و تالان و تاراج عظيم بر آن قوم واقع شد و ابراهيم را دنباله كرده هرجا كه مىرفت در عقب فرستاده مىشد . چون از طارم بدررفت و به سرحد سلطانيه افتاد ، بازگشته به
هامش
( 1 ) - در اصل : مراحم
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 340 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده