اثنى و سبعين و ثمانمائه ( 872 ) در محمدآباد الموت به شرف خدمت فرزندان كارگيا ركابزن كياى مرحوم مشرّف گشت و مراسم عزاى پدر ايشان بجاآورد .
و در آن هنگام موكب همايون حضرت اعلى به سرميج عليا من ناحيهء جورسى لواى مرحمت انداخته ، آن موضع را مضرب خيام اقبال گردانيده بودند . آنجا به شرف بساط بوس مشرف گشته آمد تا روز دو شنبهء بيست و يكم ماه صفر بزرگان بيهپس مثل خواجه شيخ على قاضى « 1 » و جمعى از خواجگان رسيدند و ارادت عزاپرسش مصائب رسيدگان الموت نمودند . اشارت شد كه مؤلف ضعيف ، مصحوب ايشان به الموت برود .
چون ايشان مراسم عزا به تقديم رسانند ، فرزند خلف حضرت مرحومى كارگيا يحيى جان را به خلافت و سلطنت پدر نصب نمايد و اركان دولت پدر او را جهت حضرت اعلى سلطانى بيعت بستاند و او را هم عهد بفرمايد كه هرچه كند ، به امر و اشارت و اطاعت حضرت اعلى بكند و خلاف رأى ايشان فكرى به خاطر خود راه ندهند . بر موجب مذكور قيام رفت .
چون از آنجا معاودت كرده آمد ، روز پنجشنبهء هشتم ربيع الاول سنهء مذكوره را از سرميج كوچ كرده ، متوجه لوسن مبارك گشتند . و بعد از نه روز كه روز جمعهء بيست و هشتم ربيع الاخر بود « 2 » ، آنجا رسيده اقامت نمودند . روز جمعهء مذكور كه موافق بيست و هشتم فروردين ماه قديم بود به سعادت و كامرانى به سوى سمام نهضت فرمودند و سه شب در ميان ، در آن [ مقام ] مبارك رسيدند و مردم آن ديار را فراخور هريكى ، به انعامات و اكرام لايحصى مخصوص گردانيد [ ند ] . بيت :
هامش
( 1 ) - در اصل : و قاضى .
( 2 ) - دو تاريخ با هم سازش ندارد . فاصله ميان پنجشنبه هشتم ربيع الاول و جمعه بيست و هشتم ربيع الاخر نه روز بيشتر مىشود .