اما ملك جهانگير كه بزرگترين فرزندان و خليفهء ملك كاوس بود ، به دارالسلطنهء تبريز بنابر عرض ملتمسات رفته بود و حاضر نبود . شب چهار شنبه « 1 » و پنجشنبه همانجا بازداشته ، به انواع ضيافت نموده ، احترام فرمودند .
روز پنجشنبه جناب سيادت قبابى با سادات و علما از راه پشتكوه تشريف بردند . مؤلف حقير از راه نيتل به جانب كجور « 2 » معاودت نموده و يك شب در نيتل در خانهء ملكزادهء معظم ملك فخر الدوله بن ملك اسكندر بن ملك بيستون اقامت نمود و آنچه شرط مراعات و خدمات بود به تقديم رسانيدند . و روز جمعهء سلخ ذى القعدهء سنهء مذكوره را به قلعهء اسپىروز ، به خدمت ملك معظم ملك اسكندر مشرف گشته آمد . و در تمشيت مهام كليهء ملك مذكور برحسب صلاحديد ايشان قيام رفت . از آن جمله يكى آنكه برادر او ملك بهمن را با حضرت ملكى مآبى خراشش « 3 » خاطر بود ، به استمالت او سعى نموده آمد .
و در اين اثنا روز پنجشنبهء بيست و هشتم ذى الحجه سنهء احدى و سبعين و ثمانمائه را خبر رسيد كه ملكزادهء عظام ملك شهرخ را در نور به قتل آوردند و آنحال چنان بود كه از نوكران ايشان شخص مفسدى « 4 » ياغى شده بود ، در آن اطراف دزدى و حرامىگرى مىكرد و آن شخص عزّ الدين درزى « 5 » نام داشت . شب پنجشنبهء مذكور به ملكزاده رسانيدند كه آن شقى در پائين قلعه به خانهء شخصى آمده است و به شرب مشغول
هامش
( 1 ) - در اصل : شبى چهارشنبه .
( 2 ) - راه قلعهء نور به نيتل كجور تا امروز باقى است . اين راه از قلعهء نور به صفر كلاتنگه وارد مىشود و به طرف غرب پيش مىرود ، دوراهى اول دست راست راه گردنهء قرق جدا مىشود و به ورازان مىرود دوراهى دوم راه نيتل است و دوراهى سوم به پول كجور مىرسد .
( 3 ) - در اصل :
خراششى .
( 4 ) - در اصل : شخصى مفسدى .
( 5 ) - خاندان درزى تا امروز در نور هستند .